و در محاضرات راغب آمده كه عبد اللَّه بن زبير ، عبد اللَّه بن عباس را ملامت مىكرد كه تو چرا متعه را حلال مىدانى ، او در پاسخ مىگفت برو از مادرت بپرس ، كه ازدواج تو با پدرم چگونه بود - چگونه مجمر عروسى تو و پدرم را دود كردند - عبد اللَّه بن زبير از مادرش پرسيد او گفت من تو را جز در عقد متعه نزائيدم « 1 » .
و در صحيح مسلم از مسلم القرى روايت آورده كه گفت : من از ابن عباس مساله متعه را پرسيدم ، گفت هيچ اشكالى ندارد ، و عبد اللَّه زبير از آن نهى مىكرد ، ابن عباس براى تاييد فتواى خود مىگفت اين مادر عبد اللَّه بن زبير زنده است ، و دارد شهادت مىدهد بر اينكه رسول خدا ( ص ) متعه را اجازه داد ، برويد از او بپرسيد ، مسلم القرى مىگويد : ما به خانه او - يعنى مادر عبد اللَّه زبير و دختر ابى بكر - رفتيم ، و زنى تنومند و نابينا ديديم ، در جواب ما گفت : رسول خدا ( ص ) عمل متعه را تجويز كرد « 2 » .
مؤلف قدس سره : شاهد اين حال و وضعى كه حكايت شده گواهى مىدهد بر اينكه سؤال مسلم القرى از متعه زنان بوده ، نه متعه حج ، روايات ديگر نيز اين روايت را همين طور تفسير كردهاند .
و در صحيح مسلم از ابى نضره روايت شده كه گفت : من نزد جابر بن عبد اللَّه بودم ، كه مردى ناشناس وارد شد ، و گفت ابن عباس و ابن زبير بر سر مساله متعه زنان و متعه حج اختلاف دارند ، جابر گفت ما اين دو متعه را در زمان رسول خدا ( ص ) انجام مىداديم ، تا آنكه عمر ما را از آن نهى كرد ، و ديگر انجام نمىدهيم « 3 » .
مؤلف قدس سره : به طورى كه نقل شده اين روايت را بيهقى « 4 » نيز در سنن خود آورده ، و اين معنا در صحيح مسلم در سه جا به الفاظ و عباراتى مختلف آمده ، در بعضى از آنها آمده كه جابر گفت . همين كه عمر زمام خلافت را به دست گرفت ، گفت : خداى تعالى براى پيغمبرش هر چه را خواست و به هر مقدار كه خواست حلال كرد ، ولى من حكم مىكنم به اينكه ديگر حج تمتع نكنيد ، و بين عمره و حج از احرام در نياييد ، بلكه حج و عمره را تمام كنيد ، آن طور كه خداى تعالى دستور داده ، و از نكاح اين زنان - لا بد منظورش زنانى است كه متعه مىشدند - دست برداريد احدى از شما را به اين جرم كه زنى را به مدت نكاح كرده نزد من نياورند ، مگر آنكه سنگسارش كنم .
هامش
( 1 ) محاضرات راغب .
( 2 ) صحيح مسلم و مسند احمد بن حنبل ج 6 ص 348 .
( 3 ) صحيح مسلم ج 8 ص 233 .
( 4 ) سنن بيهقى ج 2 ص 206 .