كرد . « 1 » و در همان كتاب است كه بيهقى از ابى ذر روايت كرده كه گفت متعه تنها براى سه روز براى اصحاب رسول خدا ( ص ) حلال شد ، بعد از سه روز رسول خدا ( ص ) از آن نهى كرد « 2 » .
و در صحيح بخارى از ابى حمزه روايت كرده كه گفت : شخصى ، از ابن عباس از متعه زنان سؤال كرد ، ابن عباس گفت جايز است ، آن گاه غلام آزاد شده او پرسيد : آيا اين جواز به خاطر آن است كه زن كم بوده ، و مردان در سختى قرار داشتهاند ، ابن عباس گفت : بله « 3 » .
و در الدر المنثور است كه بيهقى از عمر نقل كرده كه در خطبه اش گفت : چه مىشود به مردمى كه زنان را با عقد متعه نكاح مىكنند ، با اينكه رسول خدا ( ص ) از آن نهى فرموده احدى كه مرتكب نكاح متعه شود را نزد من نياوريد مگر آنكه او را سنگسار مىكنيم « 4 » .
و در همان كتاب است كه ابن ابى شيبه و احمد و مسلم از سيره روايت كردهاند كه گفت : من رسول خدا ( ص ) را ديدم كه در بين ركن كعبه و در آن ايستاده بود و مىفرمود : « يا ايها الناس » اين من بودم كه به شما اجازه دادم زنان را متعه كنيد ، آگاه باشيد كه خداى تعالى آن را تا روز قيامت حرام كرده ، هر كس زنى متعه دارد مدتش را ببخشد و رهايش كند ، و از آنچه به آنان دادهايد چيزى پس نگيريد « 5 » .
و در همان كتاب است كه ابن ابى شيبه از حسن روايت كرده كه گفت : و اللَّه متعه بيش از سه روز نبود ، كه در آن سه روز رسول خدا ( ص ) آن را تجويز كرد ، نه قبل از آن سه روز متعه اى بود و نه بعد از آن « 6 » .
( بعضى از روايات كه دلالت دارد بر اينكه جمعى از صحابه و تابعين از مفسرين ، متعه را جايز مىدانستند ) .
و در تفسير طبرى از مجاهد روايت كرده كه در تفسير آيه « * ( فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِه مِنْهُنَّ ) * » گفته : مقصود نكاح متعه است « 7 » .
هامش
( 1 و 2 ) الدر المنثور ج 2 ص 141 .
( 3 ) صحيح بخارى ج 7 ص 16 طبع بيروت .
( 4 ) الدر المنثور ج 2 ص 141 .
( 5 ) الدر المنثور ج 2 ص 140 .
( 6 ) الدر المنثور ج 2 ص 141 .
( 7 ) تفسير طبرى ج 5 ص 9 .