تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤
و در همان كتاب است كه ابو داود در كتاب ناسخ خود و ابن منذر و نحاس و بيهقى از سعيد بن مسيب روايت كرده‌اند كه گفت : آيه ميراث آيه متعه را نسخ كرده « 1 » . و در همان كتاب است كه عبد الرزاق و ابن منذر و بيهقى از ابن مسعود روايت كرده‌اند كه گفت : حكم متعه نسخ شده ، و ناسخ آن آيه طلاق و آيه صدقه و آيه عده و آيه ميراث است « 2 » . و باز در همان كتاب آمده كه عبد الرزاق و ابن منذر از على روايت كرده‌اند كه گفت : حكم روزه رمضان ، هر روزه ديگر را نسخ كرد ، و آيه زكات ، هر صدقه ديگر را نسخ كرد ، و آيه متعه را طلاق و عده و ميراث نسخ كردند ، و حكم قربانى ، هر ذبيحه ديگر را نسخ كرد « 3 » . و باز در همان كتاب است كه عبد الرزاق و احمد و مسلم از سيره جهنى روايت كرده‌اند كه گفت : رسول خدا ( ص ) در سال فتح مكه به ما اجازه داد زنان را متعه كنيم ، من و مردى از قوم خودم در آن سفر از مدينه خارج شديم من از رفيقم زيباتر بودم و او تقريبا زشت بود ، ولى جامه اش از جامه من نوتر بود هم چنان پيش مىرفتيم ، تا به بالاى كوه هاى مكه رسيديم در آنجا كنيزى به ما برخورد مانند دخترى باكره و خوش منظر و گردن بلند به او گفتم آيا حاضر هستى يكى از ما تو را متعه كند ، و از تو كام بگيرد ؟ گفت : در مقابل چه مىدهيد هر يك از ما همانجامه اى را كه داشتيم در برابرش پهن كرديم كنيز شروع كرد ما را براندازى كردن ، رفيقم گفت برد من نوتر از برد اين مرد است ، برد من تازه و زيبا است ، و برد او كهنه است ، و كنيز گفت برد اين هم عيبى ندارد ، سرانجام به متعه من در آمد ، و من از او كام گرفتم و او را با خود داشتم ، ولى از مكه بيرون نشديم مگر آن كه رسول خدا ( ص ) متعه را تحريم كرد « 4 » . و در همان كتاب است كه مالك و عبد الرزاق و ابن ابى شيبه و بخارى و مسلم و ترمذى و نسايى و ابن ماجه از على بن ابى طالب ( ع ) روايت كرده‌اند كه گفت ، رسول خدا ( ص ) در جنگ خيبر از متعه كردن زنان و از خوردن گوشت الاغهاى اهلى نهى كرد « 5 » . و در همان كتاب است كه ابن ابى شيبه و احمد و مسلم از سلمة بن أكوع روايت كرده‌اند كه گفت : رسول خدا ( ص ) در سال اوطاس سه روز متعه زنان را براى ما حلال كرد ، و بعد از سه روز از آن نهى فرمود « 6 » .
هامش
( 1 و 2 و 3 و 4 ) الدر المنثور ج 2 ص 140 . ( 5 ) الدر المنثور ج 2 ص 141 . ( 6 ) الدر المنثور ج 2 ص 140 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 464 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى