با اين بيان روشن مىشود كه چيزى در كلام مقدر است و از آن حذف شده ، و معنايش اين است كه « فقد رايتموه ، و انتم تنظرون فلم تقدموا عليه » « 1 » ممكن هم هست جمله * ( « وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ » ) * كنايه باشد از اقدام نكردن ، و معنايش اين باشد كه به صرف تماشا كردن اكتفاء نموديد ، بدون اينكه اقدامى بكنيد ، و اين خود عتاب و توبيخ است .
گفتارى در امتحان و حقيقت آن
در اين معنا هيچ ترديدى نيست كه قرآن كريم امر هدايت را مختص به ذات بارى تعالى مىداند ، چيزى كه هست هدايت در قرآن منحصر به هدايت اختيارى به سوى سعادت آخرت و يا دنيا نيست ، بلكه در آياتى هدايت تكوينى را نيز به خداى سبحان نسبت داده است ، از آن جمله مىفرمايد : « الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَه ثُمَّ هَدى » « 2 » و هدايت را به تمام موجودات تعميم داده است ، چه با شعورش و چه بىشعورش ، و در آيه زير از جهت نتيجه هم اطلاق داده ، و فرموده : « الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدى » « 3 » ، كه تسويه و هدايت را نتيجه مطلق خلقت دانسته و در تقدير گرفته است ، در نتيجه اين آيه نيز از نظر عموميت و اطلاق نظير آيه قبل است .
و از اينجا روشن مىشود كه اين هدايت غير از هدايت خصوصى است ، كه در مقابل آن اضلال قرار مىگيرد ، چون خداى سبحان هدايت خصوصى را از بعضى طوائف نفى كرده ، و به جايش ضلالت را اثبات فرموده ، و هدايت عمومى از هيچ يك از مخلوقات او نفى نمىشود ، پس اگر در امثال آيه : « وَاللَّه لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ » « 4 » و آيه : « وَاللَّه لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ » « 5 » مىفرمايد : خدا مردم ستمكار را هدايت نمىكند ، و خدا مردم فاسق را هدايت نمىكند ، و از اين قبيل آيات بسيار ديگر بطور قطع استثنا از آن هدايت عمومى و غير اختيارى نيست ، بلكه راجع به هدايت خصوصى است .
و نيز اين معنا روشن مىشود كه هدايت نامبرده غير از هدايت به معناى راه نشان دادن
هامش
( 1 ) با اين كه جنگ را ديديد و به چشم خود تماشا مىكرديد ، ولى اقدامى در مورد آن ننموديد .
( 2 ) خدايى كه خلقت هر چيزى را به آن چيز داد ، و سپس هدايت كرد . « طه : 50 » .
( 3 ) خدايى كه خلق كرد ، و تمام عيار و معتدل خلق كرد ، و خدايى كه اندازه گيرى نمود و هدايت كرد . « سوره اعلى آيه : 3 » .
( 4 ) « سوره جمعه آيه : 5 » .
( 5 ) « سوره صف آيه : 5 » .