تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
و در همان كتاب است كه ابن عبد البر در كتاب استذكار از اياس بن عامر روايت كرده كه گفت : از على بن ابى طالب سؤال كردم و گفتم : من در بردگانم دو خواهر دارم ، يكى از آن دو را براى فرزند آوردن انتخاب كردم ، و او برايم فرزندانى آورد ، سپس به آن ديگرى رغبت كردم چه كنم ؟ فرمود : آن را كه وطى كردى و برايت فرزندانى آورده آزاد كن ، سپس ديگرى را وطى كن آن گاه فرمود : در بردگان نيز همه آنهايى كه از احرار در كتاب خدا بر تو حرام شده حرام است ، به جز عدد ، ( و يا فرمود به جز چهار ) يعنى در احرار بيش از چهار همسر نمىتوان گرفت ، ولى از بردگان بيش از چهار كنيز مىتوان گرفت ، و نيز آنچه در كتاب خدا از نسب بر تو حرام شده از رضاع نيز حرام است « 1 » . مؤلف قدس سره : الدر المنثور اين حديث را از غير اين طريق ، از طرق ديگر نيز روايت كرده . و در صحيح بخارى و مسلم از ابى هريره روايت آمده كه گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : كسى نمىتواند و حلال نيست كه بين زنى با عمه اش و نه بين زنى با خاله اش جمع كند . مؤلف قدس سره : و اين معنا : به غير اين دو طريق به طرق ديگر اهل سنت روايت شده ، و ليكن آنچه از طرق ائمه اهل بيت ( عليهم السلام ) روايت شده خلاف اين است ، و كتاب هم ، موافق با روايت شيعه است . و در الدر المنثور است كه طيالسى ، و عبد الرزاق ، و فريابى ، و ابن ابى شيبه ، و احمد ، و عبد بن حميد ، و مسلم ، و ابو داود ، و ترمذى و نسايى ، و ابو يعلى ، و ابن جرير ، و ابن منذر و ابن ابى حاتم ، و طحاوى ، و ابن حيان ، و بيهقى ( در كتاب سنن ) ، همگى از ابى سعيد خدرى روايت كرده‌اند كه گفت : رسول خدا ( ص ) در روزى كه جنگ حنين پيش آمد لشگرى به طرف اوطاس روانه كرد ، و اين لشگر بقشون دشمن برخوردند و با آنان كار زار آغاز نموده در آخر شكستشان دادند ، و اسيرانى از آنان گرفتند ، بعضى از ياران رسول خدا ( ص ) كه كنيزى از آن مردم نصيبش شده بود از همخوابگى با آن كنيز به خاطر اينكه شوهر دارد و شوهرش هم اكنون در بين مشركين و از مشركين است ، كراهت داشت ، خداى تعالى در اين باره اين آيه را نازل فرمود : * ( « وَالْمُحْصَناتُ مِنَ النِّساءِ إِلَّا ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ » ) * ، يكى ديگر از زنانى كه ازدواج با آنان حرام است زن شوهردار است ، مگر برده اى كه در جنگ به
هامش
( 1 ) الدر المنثور ج 2 ص 136 ط بيروت دار المعرفة
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 456 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى