ولى حرمت مادر زن مطلق است ، چه با دخترش دخول شده و چه نشده باشد « مترجم » .
آن گاه امام صادق ( ع ) به آن مرد فرمود : مگر نمىشنوى كه اين - يعنى منصور بن حازم - از على ( ع ) روايت مىكند ؟ .
همين كه برخاستم بروم از گفتار خود پشيمان شده ، با خود گفتم اين چه كار بود كه من كردم ، امام مىفرمايد : مردى از ما اين كار را كرد ، و در آن اشكال نديد ، آن وقت من به اعتراض برمىخيزم ، و مىگويم على ( ع ) در اين مساله چنين و چنان قضاوت كرد ! ! ؟ ( عجب كار زشتى است كه كردم ) ، روزهاى بعد آن حضرت را ديدم و عرضه داشتم :
فدايت شوم مساله آن مرد - آن روزى - را نفهميدم كه شما چه فرموديد ، و آن روز لغزشى از من سر زد - مىبخشيد - ، حال بفرمائيد نظرتان در آن باره چيست ؟ فرمود : مرد بزرگوار از يك طرف خبر مىدهى كه على ( ع ) در باره اين مساله چنين قضاوت كرده ، و از سوى ديگر مىپرسى : رأى تو در باره آن چيست ؟ ! « 1 » .
مؤلف قدس سره : داستان قضاوت على ( ع ) در باره فتواى ابن مسعود آن طور كه در الدر المنثور از سنن بيهقى و غيره آمده اين بوده : كه مردى از بنى شمخ با زنى ازدواج كرد ، هنوز به او دخول نكرده مادر او را ديده و از مادر او خوشش آمد ، لا جرم نزد ابن مسعود رسيد تا از او فتوا بگيرد كه آيا مىتواند با مادرش ازدواج كند يا خير ؟ ابن مسعود دستور داد اول آن زن را طلاق بدهد بعد با مادر او ازدواج كند ، او نيز چنين كرد ، و از مادر زنش صاحب فرزندانى هم شد ، سپس ابن مسعود به مدينه آمد به او گفتند فتوايت غلط بوده ، ابن مسعود وقتى به كوفه برگشت به آن مرد گفت زنت بر تو حرام است . و مرد از آن زن جدا شد .
بطورى كه ملاحظه مىكنيد : در اين روايت مساله را به على ( ع ) نسبت نداده ، بلكه تنها گفته است به او گفته شد ، و در بعضى از روايات آمده ابن مسعود از اصحاب رسول خدا ( ص ) پرسيد ، و در عبارتى آمده كه از عمر حكم مساله را پرسيد ، و در بعضى ديگر - مانند نقلى كه ملاحظه كرديد - آمده به او خبر دادند حكم مساله آن طور نيست كه او گفته ، و شرط دخول مربوط به ربيبه است و اما در مادر زن هيچ شرطى نيست « 2 » .
و در استبصار به سند خود از اسحاق بن عمار از جعفر از پدرش روايت آورده كه گفت :
امام امير المؤمنين ( ع ) هميشه مىفرمود : ربيبه ها بر شما حرامند ، با اينكه به مادرشان
هامش
( 1 ) فروع كافى ج 5 ص 422 حديث 4 ط بيروت دار التعارف
( 2 ) الدر المنثور ج 2 ص 135 ط بيروت دار المعرفة .