تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١
نيست كه با مادرش ازدواج كند ، چه اينكه با او نزديكى كرده باشد و چه نكرده باشد ، ولى اگر اول با مادر ازدواج كند و قبل از نزديكى با او ، طلاقش بدهد مىتواند با دختر او ازدواج نمايد « 1 » . مؤلف قدس سره : اين معنا از طرق شيعه از ائمه اهل بيت ( عليهم السلام ) نيز روايت شده و اصولا مذهب و فتواى ائمه اهل بيت ( عليهم السلام ) همين است ، و از كتاب خداى عز و جل نيز همين معنا استفاده مىشود ، كه بيانش در سابق گذشت . ولى از طرق اهل سنت از على ( ع ) روايت شده كه فرمود : ازدواج با مادر زن در صورتى كه با دختر او نزديكى صورت نگرفته باشد اشكال ندارد ، و نيز روايت شده كه مادر زن به منزله ربيبه است ، و اينكه ربيبه اگر در دامن شوهر مادرش نباشد ازدواج با او اشكال ندارد ، ولى اين مسائل همه مخالف مذهب ائمه اهل بيت ( عليهم السلام ) است ، و رواياتى كه از طرق شيعه از آن حضرات نقل شده آنها را دفع مىكند . و در كافى به سند خود از منصور بن حازم روايت كرده كه گفت : نزد امام صادق ( ع ) بودم كه مردى به حضورش رسيد ، و از مردى پرسيد كه با زنى ازدواج نمود ، و قبل از اينكه عمل زناشويى را با او انجام دهد مرگ او فرا رسيد ، آيا اين مرد مىتواند با مادر آن زن ازدواج كند ؟ امام صادق ( ع ) فرمود : مردى از ما اهل بيت همين كار را كرد ، و در آن اشكالى نديد . من ( يعنى منصور ) گفتم : فدايت شوم شيعه افتخار نمىكند مگر به قضاوتهاى على ( ع ) در باره مشيخه كه ابن مسعود در پاسخ او از اين مساله فتوا داده ( شايد به جاى مشيخه صحيح شمخى باشد ، چون در بعضى از اخبار آمده كه او مردى از قبيله بنى شمخ بوده ، و شايد اين باشد كه در آن مرد شمخى براى ابن مسعود فتوا داده ) بود كه عيبى ندارد ، و سپس آن مرد نزد على ( ع ) آمده و جريان را به عرض رسانيد ، حضرت فرمود : ابن مسعود اين فتوا را از كجا اخذ مىكند ، ( در نسخه وافى آمده از كجا به آن اخذ كرده است ) ؟ عرض كرد از كلام خداى عز و جل كه فرموده : * ( « وَرَبائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ مِنْ نِسائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَإِنْ لَمْ تَكُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ » ) * حضرت فرمود : اين مستثنا است يعنى مشروط به شرطى است و آن مرسله است ، يعنى شرط و قيدى ندارد . منظور اين بوده كه حرمت ربيبه مشروط بر اين است كه به مادرش دخول شده باشد ،
هامش
( 1 ) الدر المنثور ج 2 ص 135 ط بيروت دار المعرفة