تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
اصل باطل است ، به خاطر اينكه مخالف اخبار متواتره اى است كه دستور مىدهد براى تشخيص روايت صحيح از غير صحيح آن را عرضه بر كتاب كنيد ، اگر مخالف كتاب بود به ديوارش بزنيد ، و به كتاب مراجعه كنيد - اشكالى دارد كه در بحث روايتى انشاء اللَّه مىآيد . * ( « وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَناتِ الْمُؤْمِناتِ . . . » ) * كلمه ( طول ) به معناى غنى و بىنيازى و يا زيادت در قدرت مالى است ، و هر دو معنا با آيه شريفه مىسازد ، و مراد از محصنات زنان آزاد است ، چون در مقابلش فتيات را آورده ، كه به معناى كنيزان است ، و عين اين مقابله شاهد بر آن است كه مراد از محصنات زنان عفيف نيست ، چون اگر آن بود شامل زنان آزاد و برده هر دو مىشد ، ديگر زنان برده را در مقابلش ذكر نمىكرد ، و بلكه در مقابل زنان عفيف زنان غير عفيف را نام مىبرد و نيز منظور از آن ، زنان شوهر دار نيست ، براى اينكه زنان شوهردار را نمىتوان نكاح كرد و نيز منظور زنان گرويده به اسلام نيست و گرنه احتياج نداشت بفرمايد زنان محصنه بلكه همان قيد مؤمنات كافى بود زيرا مؤمنات ، مسلمات نيز هستند . و مراد از جمله : * ( « فَمِنْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ » ) * كنيزانى است كه در دست ساير مؤمنين هستند ، نه آنهايى كه در دست خود مردى است كه مىخواهد نكاح كند ، چون نكاح كردن مرد با كنيز خودش باطل و غير مشروع است ، و اگر كنيزان را به عموم مؤمنين نسبت داده ، و به مرد عرب فرموده با كنيز مؤمنين ازدواج كن با اينكه خود آن مرد عزب نيز جزء مؤمنين است ، به خاطر اينست كه مؤمنين با اتحادى كه در دين دارند گويا همه آنان يك شخصند ، مصالح و منافعشان يكى است . در جمله مورد بحث محصنات و همچنين فتيات را مقيد كرد به قيد مؤمنات ، تا اشاره كرده باشد به اينكه براى مسلمان جايز نيست با زن غير مؤمنه يعنى اهل كتاب و مشرك ازدواج كند ، نه با زن آزاد ايشان و نه با كنيزهاشان ، كه البته اين مساله تتمه اى دارد كه به زودى انشاء اللَّه ( در اوايل سوره مائده ) از نظر خواننده محترم خواهد گذشت . و حاصل معناى آيه اين شد : كه هر مسلمانى نمىتواند از زنان مؤمنه و آزاد بگيرد ، زيرا بنيه ماليش آن چنان زياد نيست كه بتواند سنگينى مهر و نفقه او را تحمل كند ، مىتواند با كنيزان مؤمنه اى كه در دست ساير مسلمانان است ازدواج كند و مجبور نيست آن قدر خود را در فشار تجرد نگه دارد كه خداى نخواسته در معرض خطر فحشا و در نتيجه در معرض شقاوت و بدبختى قرار دهد . بنا بر اين مراد از اين نكاح ، نكاح دائم است ، و آيه شريفه در زمينه تنزل دادن و آسان كردن تكليف است ، مىفرمايد اگر دسترسى به آن نداريد به اين اكتفاء كنيد .