تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١
خواستيم بگوئيم به فرضى كه نظريه شما درست باشد ذكر عقد دائم دليل بر انحصار نيست ، و اما بنا به نظريه خود ، كه جمله * ( « أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَناتِ الْمُؤْمِناتِ » ) * هر دو نوع نكاح را شامل مىشود ، و ليكن منظور از آن ، نكاح دائم است كه دشوارتر و خرجش بيشتر است ديگر جايى براى اين توجيه ها باقى نمىماند ، و نبايد به خاطر همين كه آيه شريفه خواسته است راهى آسانتر از نكاح دائم ارائه دهد كسى توهم كند كه پس آيه شريفه تنها شامل نكاح دائم مىشود ، چون اگر متعه هم مشروع بود بايد آن را جزء نكاحهاى آسانتر بشمارد پس معلوم مىشود * ( « فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِه مِنْهُنَّ » ) * در مقام بيان حكم متعه نيست ، هم چنان كه بعضى اين توهم را كرده‌اند - براى خاطر اينكه توسعه و راه آسانتر نشان دادن هر دو طرفش يعنى « منزل عنه و منزل اليه » ( و يا بگو نكاح دشوار و نكاح آسان ) در خود آيه مورد بحث آمده مىفرمايد : هر كس نمىتواند چنان كند ، چنين كند * ( ( وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ . . . ) ) * بله اگر منزل اليه - همان راه آسانتر - را نام ببرد ، ولى در مورد بحث اينطور نيست ، حكم متعه در آيه قبلى بيان شده ، و در آيه مورد بحث در مقابل راه دشوار نكاح دائم و راه آسانتر ازدواج با كنيز ديگران مقابله شده فرمود اگر قادر بر آن نيستيد به اين اكتفاء نمائيد ، و اين چه ارتباطى به آيه قبلى دارد ؟ ! ! . علاوه بر اينكه گفتيم جمله * ( « أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَناتِ الْمُؤْمِناتِ » ) * هيچ امتناعى ندارد از اينكه شامل هر دو نوع نكاح يعنى دائم و متعه بشود ، هم چنان كه اگر در بقيه فقرات آيه دقت كنيم اين معنا كاملا روشن مىشود . * ( « وَاللَّه أَعْلَمُ بِإِيمانِكُمْ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ » ) * از آنجايى كه در جمله قبلى با آوردن قيد ( المؤمنات ) ايمان ، در متعلق حكم قيد شده بود ، و از آنجايى كه ايمان امرى قلبى است لذا كسى نمىتواند به حقيقت ايمان ديگرى اطلاع پيدا كند ، چون براى اين آگهى ميزانى مانند ميزان الحراره و ساير موازين مادى وجود ندارد ، چه بسا مردمى توهم كنند كه خداى تعالى با آوردن اين قيد كار مسلمانان را دشوار كرده ، و بلكه اصلا جلو آن را گرفته ، مسلمانان مكلف را دچار عسر و حرج ساخته ، چون نمىتوانند تشخيص دهند آيا زنى كه مىخواهند بگيرند ايمان قلبى دارد يا نه ، لذا در اين جمله كه مىفرمايد : ( خدا به ايمان بندگان مؤمنش آگاه است ) بطور كنايه فهمانده ، شما مكلفين مامور به تشخيص واقع و حقيقت ايمان زنان نيستيد ، اين كار خدا است و بس ، بلكه تنها ماموريد بر طبق اسباب ظاهرى عمل كنيد اسبابى كه نظير شهادتين ، و شركت در جماعت مسلمين ، و انجام وظائف عمومى دين دلالت بر ايمان صاحبش مىكند ، و همين ايمان ظاهرى معيار است نه ايمان باطنى .