خواهد بود .
و اين قسم تفريع در كلام خداى تعالى بسيار آمده ، مانند آيه شريفه « أَيَّاماً مَعْدُوداتٍ فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَرِيضاً أَوْ عَلى سَفَرٍ » « 1 » كه در آن بعضى از افراد مسلمين كه حالت غير عادى دارند تفريع شده است بر كل مسلمين ، و آيه شريفه : « فَإِذا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ » « 2 » كه يك قسم از اقسام سه گانه حج را بر اصل مقسم متفرع كرده است ، و آيه شريفه : « لا إِكْراه فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّه » « 3 » كه يك طايفه از مردم مكلف به انتخاب يكى از دو راه رشد و غى را متفرع كرده بر كل آن مردم و از اين قبيل است آيات ديگر .
و بدون شك مراد از استمتاع مذكور در آيه نكاح متعه است ، چون آيه شريفه در مدينه نازل شده ، زيرا در سوره نساء واقع شده ، كه در نيمه اول بعد از هجرت نازل شده و بيشتر آياتش بر آن شهادت مىدهد ، و اين نكاح يعنى نكاح متعه و يا بگو نكاح موقت ، در آن برهه از زمان در بين مسلمانان معمول بوده ، و در آن نيز هيچ شكى نيست - اخبار بر مسلم بودن آن توافق و اتفاق دارد - ، حال چه اينكه اسلام آن را تشريع كرده باشد و چه از تاسيسات شارع اسلام نباشد ، - بلكه قبل از اسلام هم معمول بوده باشد - پس أصل وجود چنين نكاحى در زمان رسول خدا ( ص ) و در پيش چشم و گوش آن جناب جاى ترديد نيست ، و نيز جاى شك نيست كه در آن ايام نام اين نوع ازدواج همين نام بوده و از آن جز به عنوان متعه تعبير نمىكردند ، پس چاره اى جز اين نيست كه جمله : * ( ( فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِه مِنْهُنَّ ) ) * را حمل بر همين نوع نكاح نموده و از آن جمله اين قسم نكاح را بفهميم ، هم چنان كه ساير رسوم و سنتهايى كه در عهد نزول قرآن به اسماء خودش معروف و شناخته مىشده آيات قرآن بر آن معناى معهود حمل مىشده ، مثلا اگر آيه اى در باره حكمى راجع به يكى از آن اسما نازل مىشده آن عنوان را امضا مىكرده و يا رد و تخطئه مىنموده ، يا در باره آن عنوان امر مىكرده و يا نهى مىنموده ، چاره اى جز اين نبوده كه آن اسما و عناوين را بر همان معانى معروف آن روزش حمل كنند ، و هرگز
هامش
( 1 ) روزه ايامى معين بر شما واجب شده پس كسى كه از شما مريض يا در سفر باشد . . . سوره بقره آيه 184 .
( 2 ) و چون از بيمارى و دشمنى ايمنى يافتيد ، آنهايى كه عمره تمتع آوردهاند و تا رسيدن احرام حج كامروايى كردهاند چنين و چنان كنند . . . سوره بقره آيه 196 .
( 3 ) در دين هيچ اكراهى نيست راه رشد و راه ضلالت روشن شد پس كسى كه به طاغوت كفر ورزد و به خدا ايمان آورد . . . سوره بقره آيه 256 .