دو نفر مرد و زن صرفا منظورشان شهوترانى بود ) ازدواج باطل است ، و تنها ازدواجى درست است كه به منظور توالد باشد ، و پس ازدواج مرد عقيم و يا زن عقيم جايز نيست و ازدواج زن عجوزه ( سالخورده ) بخاطر اينكه خون حيض نمىبيند جايز نيست و ازدواج با دختر صغيره اى كه به سن زائيدن نرسيده جايز نيست ، و ازدواج مرد زناكار جايز نيست ، همخوابگى با زن حامله - به خاطر اينكه از اين همخوابگى حامله نميشود جايز نيست ، و همخوابگى بدون انزال جايز نيست و ازدواج بدون تاسيس خانواده جايز نيست و فلان ازدواج جايز نيست و آن ديگرى جايز نيست .
بلكه همه اين ازدواجها جايز است ، چون سنتى است قانونى و مشروع و اين سنت در بين دو طايفه مرد و زن احكامى دايمى دارد ، و مساله حفظ مصلحت عمومى يعنى بقاى نسل همانطور كه توجه كرديد ملاكى است غالبى ، نه دايمى و معنا ندارد كه سنت مشروع را تابع وجود ملاك ، و عدم اين را باعث عدم مشروعيت آن بدانيم ، و تك تك افراد ازدواج را ملاحظه كنيم ، هر يك از آنها كه داراى ملاك بود صحيح دانسته ، و هر يك را كه فاقد آن بود باطل بدانيم .
* ( « فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِه مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً . . . » ) *
گويا ضمير در كلمه ( به ) به چيزى بر مىگردد كه از جمله * ( « وَأُحِلَّ لَكُمْ ما وَراءَ ذلِكُمْ » ) * استفاده مىشود ، و آن عبارت است از رسيدن به كام شهوت ، و يا هر تعبيرى كه اين معنا را برساند ، در نتيجه كلمه ( ما ) براى توقيف - و به معناى هر زمانى كه - خواهد بود ، و جار و مجرور ( منهن ) متعلق است به جمله ( استمتعتم ) ، و معناى جمله اين است كه هر زمانى كه از زنان با گرفتن كام تمتع برديد فريضة و وجوبا بايد اجرت ايشان را به خود ايشان بدهيد .
البته ممكن است كلمه ( ما ) را موصوله بگيريم ، و جمله ( استمتعتم ) را صله آن و ضمير در ( به ) را راجع به موصول ، و جار و مجرور ( منهن ) را بيانگر موصول بدانيم ، كه در اين صورت معنا چنين مىشود ( و از زنان با هر يك كه به وسيله همخوابگى استمتاع كرديد بايد اجرتش را بدهيد ) .
و اين جمله به دليل اينكه حرف ( فا ) بر سرش آمده تفريع و نتيجه گيرى از سخنان قبل است .
تفريع بعض بر كل ، و يا بگو تفريع جزئى بر كلى ، و در اين معنا هيچ شكى نيست ، چون مطلب قبلى اين بود كه با اموال خود در جستجو و طلب همسر باشيد ، به شرطى كه عفت را رعايت نموده سفاح و زنا نكنيد ، و اين سخن همانطور كه بيانش گذشت هر دو نوع كامگيرى را يعنى نكاح دائم و تمتع از كنيز را شامل مىشود ، پس تفريع جمله * ( « فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِه مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ » ) * بر آن جمله قطعا از باب تفريع جزء بر كل و يا تفريع بعضى از اقسام جزئى بر مقسم كلى
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 431
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٤٣١