است كه از جمله « ما وراءكم » منظور است ، نه اينكه نتيجه اى مترتب بر آن باشد ، و به طفيل آن مورد اراده واقع شده باشد ، و اين روشن است و نيازى به توضيح بيشتر ندارد .
و همچنين آن مفسر ديگر كه گفته : مراد از مسافحه مطلق سفح ماء كه در فارسى بگو ريختن آب منى است ، بدون اينكه در نظر گرفته شود كه چرا خداى تعالى انگيزه شهوترانى را در فطرت آدمى قرار داد ، و اين دستگاه تناسلى را به چه منظور آفريد ، و با اينكه مىداند خدا آن را آفريد تا به وسيله آن بشر به تشكيل خانواده و توليد نسل تن در دهد ، آب نطفه خود را در غير اين مورد بريزد ، و به قرينه مقابله معناى احصان قهرا همان ازدواج دائمى مىشود ، كه غرض از آن توالد و تناسل است ، ( و مثل اينكه مفسر نامبرده خواسته است آيه را دليل بگيرد بر اينكه پس ازدواج موقت نيز مسافحه و حتى حرام است ؟ ! ! ) ( مترجم ) .
بنده نتوانستم بفهم اين مفسر خواسته است چه بگويد ، تنها چيزى كه از گفتارش دستگيرم شد اين است كه وى راه بحث و استدلال را گم كرده ، راهى را كه مىخواسته طى كند عوضى رفته و سر از جاى ديگر در آورده ، بحث در باره ملاك حكم كه نامش حكمت تشريع نيز هست را با بحث از خود حكم خلط كرده ، و در نتيجه به لوازمى برخورده كه نمىتواند به آن ملتزم شود . يكى از آن دو بحث در صدد به دست آوردن ملاك عقلى است ، و ديگرى در جستجوى حكم شرعى و حدودى كه موضوع و متعلق آن حكم دارد ، و نيز شرايط و موانعى كه براى آن حكم مقرر شده مىباشد ، و معلوم است كه اين بحث بر خلاف بحث اول ، بحثى است لفظى كه وسعت و ضيق حكم و موضوع آن و شرايط و موانعش تابع لفظ دليلى است كه از ناحيه شارع رسيده و ما هيچ ترديدى نداريم در اين كه تمامى احكام تشريع شده از ناحيه شارع تابع مصالح و ملاكهاى حقيقى است ، - نه ملاكهاى اعتبارى و موهوم - ، و حكم نكاح نيز يكى از احكام شرع است ، آن نيز در تشريعش مصلحتهاى واقعى و ملاكهاى حقيقى معيار بوده ، و آن مصالح عبارت است از بقاى نسل از راه توالد و تناسل .
و نيز مىدانيم كه نظام جارى در عالم صنع و ايجاد از نوع انسانى ، بقاى نوعى را خواسته كه البته به وسيله بقاى افراد تامين مىشود ، نظام خواسته است بشر تا روزى كه خدا مىخواهد در روى زمين بماند و نسلش منقرض نگردد ، آن گاه براى تضمين و تامين اين غرض بنيه و ساختمان بشر را مجهز به جهاز تناسلى كرده ، تا اين دستگاه اجزايى را از بدن دو انسان نر و ماده جدا كرده ، در فضايى مناسب تربيت كند ، و از آن يك انسان جديد بسازد ، تا جانشين دو انسان قبل گردد ، و به اين وسيله سلسله نسل اين نوع بدون تعطيل و انقطاع ادامه