تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
حكم حلالزاده را دارند يا حكم حرامزاده را ، و آيا احكام قرابت بر اين گونه خويشاوندان مترتب هست يا نه ، مساله اى است مورد ابتلاء . باز به عبارتى ديگر اين صحيح نيست و معنا ندارد كه اسلام حرمت و حليت را متوجه ازدواجهاى قبل از خود كند ، مثلا ازدواجهايى كه در جاهليت به صورت جمع بين دو خواهر انجام شده را حلال و يا حرام كند ، با اينكه مثلا دو خواهر و يا يكى از آن دو مرده و يا هر دو و يا يكى از آن دو مطلقه شده باشند ، و ليكن حلال كردن و لغو ندانستن آن ازدواجها در امروز اين اثر را دارد كه فرزندان متولد از چنين ازدواجهايى محكوم به طهارت مولد و حلالزادگى مىشوند ، و از خويشاوندان خود ارث مىبرند ، و خويشاوندان از آنان ارث مىبرند ، و ازدواجشان با محارم از خويشاوندان حرام ، و ازدواج محارمشان با آنان حرام خواهد بود ، و همچنين هر اثر و حكمى كه در قرابت هست بين آنان و قرابتشان بار مىشود . و بنا بر اين پس اين كه فرمود : * ( « إِلَّا ما قَدْ سَلَفَ » ) * استثنايى است از حكم ، نه به اعتبار اينكه مربوط و متعلق به اعمال گذشته قبل از تشريع است ، بلكه به اعتبار آثار شرعيه اى كه از آن اعمال گذشته هنوز باقى است و با اين بيان معلوم شد كه استثناى نامبرده ، استثنايى است متصل نه منقطع ، كه مفسرين پنداشته‌اند . ممكن هم هست استثنا را به همه فقرات مذكور در آيه ارجاع دهيم ، و آن را مختص به جمله : * ( « وَأَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الأُخْتَيْنِ » ) * ندانيم چون هر چند عرب جاهليت مرتكب همه محرمات نامبرده در آيه نمىشده ، يعنى با مادر و دختر و ساير طوائف نامبرده در آيه ازدواج نمىكرده ، الا اينكه در غير عرب امتهايى بوده‌اند كه با بعضى از آن طوائف ازدواج مىكرده‌اند ، مانند امت فرس و روم و ساير امتهاى متمدن و غير موحدى كه در ايام نزول اين آيات بوده‌اند ، و سنتهاى مختلفى در مساله ازدواج داشته‌اند اسلام خواسته است با اين استثنا آن ازدواجها كه قبل از طلوع اسلام در بين امتهاى ديگر دائر بوده را معتبر شمرده ، حكم به طهارت مولد متولدين از آن ازدواجها بنمايد ، و بفرمايد بعد از آنكه داخل اسلام و دين حق شده‌اند محكوم به حلالزادگى هستند ، و قرابتشان قرابت معتبر است ، ليكن وجه اول از آيه شريفه ظاهرتر است . * ( « إِنَّ اللَّه كانَ غَفُوراً رَحِيماً » ) * اين جمله تعليلى است راجع به استثنا و اين از مواردى است كه مغفرت به آثار اعمال تعلق گرفته نه به خود اعمالى كه گناه و معصيت است . * ( « وَالْمُحْصَناتُ مِنَ النِّساءِ إِلَّا ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ . . . » ) * كلمه ( محصنات ) به فتحه صاد اسم مفعول از ماده ( ح - ص - ن ) از مصدر باب