خواهر من نمىشود ، و همچنين ساير افرادى كه به وسيله شير محرم مىشوند در وقتى است كه شير متعلق به پدر طفل باشد .
* ( « وَأُمَّهاتُ نِسائِكُمْ » ) * ( مادر زنان شما ) چه اينكه با دختر او يعنى همسرت همخوابگى كرده باشى ، و چه نكرده باشى ، در هر دو صورت نمىتوانى مادر زن خود را براى خود عقد كنى ، و علت اين بى تفاوتى اين است كه كلمه ( نساء ) وقتى اضافه شود و نسبت داده شود به رجال ، دلالت بر همه همسران مىكند ، به دليل اينكه چنين تعبيرى تقييدپذير است ، و مىبينيم در جمله بعدى كه در مورد دختر زنان است مىفرمايد : * ( « مِنْ نِسائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَإِنْ لَمْ تَكُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ . . . » ) * ( ربيبه هايى كه از زنان هم خوابى شده شما هستند بر شما حرامند ، و اما اگر با مادرشان هم خوابى نكردهايد ، مىتوانيد با آنان ازدواج كنيد ) .
* ( « وَرَبائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ ) * . . . * ( فَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ » ) * كلمه ( ربائب ) جمع ربيبه است ، كه به معناى دختر زن آدمى است ، دخترى كه از شوهرى ديگر آورده و به اين مناسبت او را ربوبه ناميدهاند كه تدبير مادر او - كه همسر آدمى است - و هر كسى كه با آن مادر به خانه ما آمده به دست ما است ، و اين ما هستيم كه غالبا تربيت دختران همسرمان را به عهده مىگيريم ، هر چند كه اين معنا دائمى نباشد .
قيد « فى حجوركم » نيز قيدى است غالبى ، نه دائمى ، غالبا چنين است كه بچه هاى همسر ما ، در دامن ما رشد كنند ، نه دائما ( چه ممكن است همسر ما دختر جدا زاى خود را به كسان خود و يا كسان فرزندش سپرده باشد پس آيه شريفه نمىخواهد بفرمايد تنها آن ربيبه اى بر شما حرام است كه در دامان شما پرورش يافته باشد ) و به همين جهت گفتهاند : ازدواج انسان با ربيبه اش حرام است ، چه در دامان آدمى پرورش يافته باشد و چه در دامان ديگرى ، بنا بر اين قيد « فى حجوركم » قيد توضيحى است ، نه به اصطلاح قيد احترازى ، ( تا از آن برآيد كه ازدواج با ربيبه اى كه در دامان ناپدرى پرورش نيافته با آن ناپدرى حلال است ) .
البته اين احتمال هم هست كه جمله : * ( « اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ . . . » ) * ، اشاره باشد به حكمتى كه در تشريع احكام مورد بحث وجود دارد ، يعنى بفهماند چرا ازدواج با افرادى از زنان به خاطر نسب و افرادى به خاطر سبب حرام شده است ، كه توضيح بحثش ان شاء اللَّه مىآيد ، و آن حكمت عبارت است از آميزشى كه بين مرد و بين اين اصناف از زنان واقع مىشود ، و مصاحبتى كه به طور غالب با اين اصناف در خانه ها و در زير يك سقف وجود دارد ، و اگر حكم حرمت ابدى نبود ممكن نبود مردان با اصناف نامبرده از زنان به فحشا نيفتند ، و صرف اينكه در آياتى ديگر زنا تحريم شده ، براى اجتناب از اين فحشا كافى نبود ( كه انشاء اللَّه بيانش مىآيد ) .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 420
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٤٢٠