تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
به كراهت خود زنان است ، و حال آنكه اينطور نيست - چون غير اين صورت نيز فرض دارد ، و ممكن است زنى يا بخاطر علاقه به ورثه شوهر و يا به جهاتى ديگر بخواهد دائما در آن خانه بماند ، و اگر قيد را احترازى بگيريم معناى آيه چنين مىشود كه اگر زن راضى باشد ، به ارث برده مىشود ، و نهى مخصوص مواردى است كه ارث رفتن زن به دلخواه خود زن نباشد ، اين را هم مىدانيم كه باطل است و حكم خدا غير آن است . بله آن چيزى كه هميشه و يا غالبا مورد كراهت زنان شوهر مرده بوده است محروميت از ازدواج و به ارث رفتن اموال آنان است ، و ظاهرا آيه شريفه مىخواهد از اين معنا نهى كند ، و بفرمايد اين ارث چون با كراهت صاحب مال است درست نيست ، و اما ازدواج كردن با آنان به ملاك ارث مطلبى است كه آيه اى ديگر كه بعدا مىآيد و مىفرمايد : * ( « وَلا تَنْكِحُوا ما نَكَحَ آباؤُكُمْ مِنَ النِّساءِ » ) * « 1 » متعرض آن است ، و همچنين شوهر دادن آنان و خوردن ارثشان مطلبى است كه آيه شريفه : « وَلِلنِّساءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ » « 2 » متعرض آن است ، آيه شريفه زير نيز به همه اين جهالت دلالت دارد : « فَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ فِي ما فَعَلْنَ فِي أَنْفُسِهِنَّ مِنْ مَعْرُوفٍ » . و اما اينكه بعد از كلمه « كرها » فرمود : * ( « وَلا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا . . . » ) * منظور از اين عضل ، غير عضل از ازدواج براى خوردن مال او به عنوان ارث است ، براى اينكه دنبال اينكه فرمود : زنان را عضل - منع - مكنيد ، مىفرمايد : * ( « لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ ما آتَيْتُمُوهُنَّ » ) * و آنان را از هيچ مقدارى كه به ايشان داده‌ايد محروم نكنيد ، پس اين جمله دلالت مىكند بر اينكه مراد از عضل نامبرده ، ندادن مهريه اى است كه مرد بايد به زن بپردازد ، نه خوردن مال او از طريقى غير طريق مهر و سخن كوتاه اين كه آيه شريفه مىخواهد نهى كند از وراثت اموال زنان با اين كه خودشان راضى نيستند ، نه وراثت خود زنان ، پس اضافه ارث به كلمه « نساء » به تقدير كلمه ( اموال ) است ، و تقدير آن « ان ترثوا اموال النساء » است ، و ممكن هم هست كلمه اموال را در تقدير نگيريم ، و بگوئيم تعبير ارث بردن زنان مجازى عقلى است ، كه باز معنايش ارث بردن اموال ايشان است . * ( « وَلا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا ) * . . . * ( مُبَيِّنَةٍ » ) * اين جمله كه واو عاطفه بر سر دارد يا معطوف است به جمله « ترثوا . . . » و تقدير كلام « ان ترثوا و لا ان تعضلوهن . . . » است . و يا نهيى است معطوف بر جمله : * ( « لا يَحِلُّ لَكُمْ . . . » ) * چون اين جمله نيز در معناى نهى
هامش
( 1 ) سوره نساء آيه 22 . ( 2 ) سوره بقره آيه 32 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 403 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى