« 1 »
و نيز در باره همان جناب مىفرمايد : « لَقَدْ تابَ اللَّه عَلَى النَّبِيِّ وَالْمُهاجِرِينَ وَالأَنْصارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوه فِي ساعَةِ الْعُسْرَةِ » « 2 » و اين توبه ، توبه عمومى خداى سبحان است ، كه اطلاق آيات بسيارى از كلام مجيدش بر آن دلالت دارد ، از قبيل آيه : « غافِرِ الذَّنْبِ وَقابِلِ التَّوْبِ » « 3 » ( خدايى كه آمرزگار گناه و پذيراى توبه است ) و آيه : « وَهُوَ الَّذِي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِه » « 4 » ( توبه را از بندگانش مىپذيرد ) و آياتى ديگر از اين قبيل .
پس خلاصه آنچه تا كنون گفتيم اين شد كه اولا گسترش رحمت از ناحيه خداى تعالى بر بندگانش و در نتيجه آمرزش گناهان ايشان و بر طرف ساختن پرده ظلمتى كه از ناحيه معاصى بر دلهايشان افتاده - حال چه اينكه معصيت شرك باشد و چه پائينتر از آن - خود توبه خدا بر بندگان است ، و برگشت بنده به سوى خدا و در خواست آمرزش گناهان و ازاله آثار سوء نافرمانيها از قلبش - چه اينكه شرك باشد و چه پائينتر از آن - خود توبه و رجوع بنده است به پروردگار خودش .
و ثانيا معلوم شد كه توبه خداى تعالى بر بنده اش اعم است از توبه ابتدايى و توبه بعد از توبه بنده ، و اين توبه فضلى است از ناحيه خداى تعالى مثل ساير نعمتهايى كه مخلوق خود را با آن متنعم مىسازد ، همانطور كه هيچ بنده اى در آن نعمتها طلبكار خداى تعالى نيست ، همچنين كسى توبه را بر خدا واجب و الزامى نكرده ، و اينكه مىگوييم عقلا بر خدا واجب است كه توبه بنده اش را قبول كند ، منظور ما از اين وجوب چيزى جز آنچه از امثال آيات زير استفاده مىشود نمىباشد .
« وَقابِلِ التَّوْبِ » و « وَتُوبُوا إِلَى اللَّه جَمِيعاً أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ » « 5 » و « إِنَّ اللَّه يُحِبُّ التَّوَّابِينَ » « 6 »
هامش
( 1 ) پس صبر كن كه وعده خدا حق است ، و براى گناهت طلب مغفرت نما ، و شامگاهان و بامدادان حمد و تسبيح پروردگار خود گوى ( سوره مؤمن آيه 55 ) .
( 2 ) هر آينه خدا توبه پيامبر و مهاجرين و انصارى را كه در ساعت دشوارى او را تبعيت كردند بپذيرفت ( سوره توبه آيه 117 ) .
( 3 ) سوره مؤمن آيه 3 .
( 4 ) سوره شورى آيه 25 .
( 5 ) سوره نور آيه 31 .
( 6 ) سوره بقره آيه 222 .