خداى تعالى چون بر اين علم داشت ، و مىدانست كه نزديك شدن بشر به منزلگاه كرامت و استقرارش در مستقر سعادت موقوف بر اين است كه از آنچه او را به خطرهاى نامبرده مىافكند منصرف شود ، و اگر هم مبتلا بدان شده ، از آن دل بر كند ، و بسوى پروردگارش رجوع كند ، به همين جهت خداى سبحان باب توبه را فتح نمود ، توبه از كفر و شرك و توبه از فروعات آن ، كه همان گناهان باشد .
پس توبه به معناى رجوع به خداى سبحان ، و دلزده شدن از لوث گناه و تاريكى و دورى از خدا و شقاوت ، مشروط بر اين است كه قبلا انسان به وسيله ايمان آوردن به خدا و روز جزا خود را در مستقر دار كرامت و در مسير تنعم به اقسام نعمت اطاعتها و قربتها قرار داده باشد ، و به عبارتى ديگر موقوف بر اين است كه قبلا از شرك و از هر گناهى توبه كرده باشد ، هم چنان كه فرمود : « وَتُوبُوا إِلَى اللَّه جَمِيعاً أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ » « 1 » ( هان ! اى مؤمنين ، همگى به سوى خدا توبه بريد ، تا شايد رستگار گرديد ) .
پس توبه به معناى برگشتن به سوى خدا هم توبه از شرك را شامل مىشود و هم توبه از گناه را ، بلكه شامل غير اين دو نيز به بيانى كه انشاء اللَّه مىآيد مىشود .
مطلب ديگر اينكه انسان از آنجايى كه گفتيم فى نفسه سراپا فقر است ، و به هيچ وجه مالك خير و سعادت خود نيست ، مگر به وسيله پروردگار خود ، به ناچار در اين رجوعش به سوى پروردگار نيز محتاج است به عنايتى از پروردگارش ، و اعانتى از او ، چون - در سابق هم گفتيم رجوع به خداى تعالى احتياج به عبوديت و مسكنت به درگاه خدا دارد ، كه اين محقق نمىشود مگر به توفيق و اعانت او ، كه همين توفيق توبه او و برگشتش به سوى بنده گنهكارش است كه قبل از توبه عبد شامل حال عبد مىشود ، و سپس توبه عبد محقق مىگردد ، هم چنان كه در قرآن كريمش فرمود : « ثُمَّ تابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُوا » « 2 » ، ( سپس به سوى آنان برگشت تا ايشان نيز به سويش برگردند ) و همچنين برگشتن بنده به سوى خدا وقتى سودمند است كه خداى تعالى اين توبه و برگشت را قبول كند كه اين خود توبه دوم خداى تعالى است ، كه بعد از توبه عبد صورت مىگيرد هم چنان كه فرمود : * ( « فَأُولئِكَ يَتُوبُ اللَّه عَلَيْهِمْ . . . » ) * « 3 » ( اينانند كه خداى تعالى به سويشان بر مىگردد ) .
هامش
( 1 ) سوره نور آيه 31
( 2 ) سوره توبه آيه 118 .
( 3 ) سوره نساء آيه 17 .