تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
بفرمايد شما مردم كه دير يا زود مىميريد و مال خود را به عنوان ارث براى پدر و مادر و فرزندان به جاى مىگذاريد ، نمىدانيد كدام يك از اين سه طايفه نفعشان براى شما نزديكتر است ، براى اينكه اگر اينطور باشد ديگر وجهى براى جمله : « كدام يك نفعشان نزديكتر است » باقى نمىماند . چون ظاهر عبارت اين است كه مراد از « نفع » بهره مندى از مال ميت است نه بهره مندى ميت از ورثه ، پس مىخواهد به ورثه بفرمايد شما چه مىدانيد كه كدام يك از بستگانتان زودتر مىميرند و نفع كدام يك از آنها زودتر به شما مىرسد . و اينكه « آباء » را جلوتر از « ابناء » ذكر كرد اشاره دارد به اينكه ارث آباء زودتر به ورثه مىرسد تا ارث ابناء ، هم چنان كه در آيه : « إِنَّ الصَّفا وَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّه » « 1 » گفتيم جلوتر ذكر كردن صفا دلالت دارد بر اينكه سعى را بايد از صفا شروع كرد ، رسول خدا ( ص ) در اين باره فرمود : « آغاز كن از نقطه اى كه خداى تعالى از آن نقطه آغاز كرده » « تا آخر حديث » .
و بنا بر اين مساله ارث و اختلاف سهام در آن ، طبق آثارى كه رحم دارد و اختلاف درجه اى كه عواطف انسانى نسبت به ارحام دارد تنظيم شده ، و در توضيح اين معنا بشريت را به سه طبقه تصور مىكنيم ، يك : طبقه حاضر و دوم والدين طبقه حاضر و سوم طبقه فرزند او ، آن گاه مىگوئيم : انسان موجود نسبت به فرزندش رؤوفتر و علاقمندتر است ، تا نسبت به پدر و مادرش ، براى اينكه فرزند را دنباله هستى خود مىداند ولى پدر و مادر را دنباله هستى خود نمىداند ، ( بلكه خود را دنباله آن دو احساس مىكند ) ، در نتيجه ارتباط طبقه دوم قوىتر و وجودش با وجود طبقه حاضر چسبيده تر است تا با طبقه سوم كه نوه آن طبقه است و ما اگر بهره مندى از ارث مردگان را بر طبق اين ارتباط و اتصال قرار دهيم ، لازمه اش اين مىشود كه نسل حاضر از طبقه دوم يعنى طبقه پدران بيشتر ارث ببرد تا از طبقه سوم يعنى نسل آينده و به عبارت ديگر فرزندان ، هر چند كه ممكن است در نظر ابتدايى خلاف اين معنا به نظر برسد ، و بر عكس نظريه بالا گمان شود كه ارتباط « فرزند با پدر » بيشتر از ارتباط « پدر با فرزند » است . و آيه مورد بحث كه مىفرمايد : * ( « آباؤُكُمْ وَأَبْناؤُكُمْ لا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعاً » ) * خود يكى از شواهد بر اين معنا است كه خداى تعالى حكم ارث را ( مانند تمامى احكام ديگر اسلام ) بر طبق احكام تكوينى و خارجى تشريع فرموده . علاوه بر اينكه آيات مطلقه قرآنى كه نظر به اصل تشريع دارد نيز بر اين كليت دلالت
هامش
( 1 ) صفا و مروه از شعائر خدايند . « سوره بقره ، آيه 158 »