تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
دادن به دو دختر همين بوده ، يعنى به دو دختر نيز دو ثلث ميداده ، و از زمان رحلت آن جناب تا عصر حاضر ، عمل علماى امت به همين روال جريان داشته و جز روايتى كه از ابن عباس رسيده ، مخالفتى در مساله نبوده است . و اين توجيه كه ما كرديم بهترين توجيه اين سؤال است كه چرا به سهم دو نفر ماده تصريح نكرد . مرحوم كلينى در كافى « 1 » گفته است : خداى تعالى سهم دو انثى را دو ثلث قرار داده ، براى اينكه فرموده : * ( « لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنْثَيَيْنِ » ) * ، به اين بيان كه اگر مردى از دنيا رفت و يك دختر و يك پسر به جاى گذشت ، پسر به اندازه سهم دو دختر مىبرد ، قهرا مال سه قسمت مىشود ، دو قسمت از آن ، سهم پسر و يك قسمت باقى مانده سهم دختر است ، در نتيجه سهم دو دختر دو ثلث ( دو سوم ) خواهد بود خداى تعالى در بيان اينكه دو دختر دو ثلث مىبرند ، به همين مقدار اكتفاء نمود اين بود گفتار مرحوم كلينى و نظير اين كلام از ابى مسلم مفسر نقل شده ، او گفته است كه اين معنا از جمله : * ( « لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنْثَيَيْنِ » ) * استفاده مىشود ، چون وقتى يك پسر با يك دختر دو ثلث از ارث پدر را ببرد قهرا يك دختر يك ثلث و دو دختر دو ثلث را مىبرد ، اين بود گفتار ابى مسلم ، گو اينكه آنچه ديديد از اين دو شخصيت نقل شد خالى از قصور نيست و اگر بخواهيم تمامش كنيم ناگزير بايد بيان قبلىمان را به آن اضافه نمائيم ( دقت فرمائيد ) . البته در اين ميان وجوهى ديگر هست كه چنگى به دل نمىزند ، مثل اينكه بعضى گفته‌اند : مراد از جمله : * ( « فَإِنْ كُنَّ نِساءً فَوْقَ اثْنَتَيْنِ . . . » ) * عدد دو به بالا است و اين جمله هم سهم دو دختر را معين كرده ، و هم سهم بيش از دو دختر را و بعضى ديگر گفته‌اند : حكم دو دختر از قياس به حكم دو خواهر كه در آخرين آيه اين سوره آمده به دست مىآيد ، چون در آنجا سهم دو خواهر را دو ثلث معين كرده و از اين قبيل وجوه سخيف و ناقص كه شان قرآن كريم اجل از آنها و امثال آنها است . * ( « وَلأَبَوَيْه لِكُلِّ واحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ ) * . . . * ( فَلأُمِّه السُّدُسُ » ) * اينكه پدر و مادر را عطف كرده بر اولاد ، خود دلالتى است بر اينكه پدر و مادر در طبقات ارث هم طبقه اولادند ، و اينكه فرمود : * ( « وَوَرِثَه أَبَواه . . . » ) * معنايش اين است كه وارث ميت منحصر در پدر و مادر باشد ، و واقع شدن جمله : * ( « فَإِنْ كانَ لَه إِخْوَةٌ . . . » ) * بعد از جمله :
هامش
( 1 ) فروع كافى ج 7 ص 73 .