تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
ترحمند ، پس بايد نگران حال آنان بود » و به وضع آنان اعتنا ورزيد تا مورد ظلم قرار نگيرند و به حقوقشان تجاوز نشود ، پس زمينه گفتار آيه زمينه اين معنا است كه هر كس نگران ذلت است و از خوارى مىترسد ، بايد براى جلوگيرى از آن برخيزد ، و همه انسانها اين نگرانى را دارند . در آيه شريفه ، مردم مامور به ترحم و رافت و امثال آن نشده‌اند ، بلكه مامور به خشيت و تقوا گرديده‌اند و اين نيست مگر براى اينكه تهديدشان كند به اينكه : آنچه بر سر ايتام مردم مىآوريد و مالشان را مىخوريد و حقوقشان را پايمال مىكنيد ، بعد از مردنتان بر سر ايتام خودتان خواهد آمد و مىخواهد به آنان گوشزد كند كه هر گونه مصائبى را كه براى آنان فراهم آوردند به ايتام خودشان بر مىگردد . و اما جمله : * ( « فَلْيَتَّقُوا اللَّه وَلْيَقُولُوا قَوْلًا سَدِيداً » ) * در سابق گفتيم كه مراد از آن « روش عملى » است و نه معناى لغوى « قول » ، البته ممكن هم هست كه منظور از قول راى و نظريه باشد . گفتارى پيرامون عمل و عكس العمل
كسى كه بر يتيمى ظلم كند يعنى مالش را از دستش بگيرد به زودى همان ظلم به ايتام خودش و يا اعقابش بر مىگردد و اين خود يكى از حقايق عجيب قرآنى است و يكى از فروعات و مصاديق حقيقت ديگرى است كه از آيات كريمه قرآن استفاده مىشود و آن اين است كه بين اعمال نيك و بد انسان و بين حوادث خارجيه ارتباط هست و ما در بحثى كه پيرامون احكام اعمال در جلد دوم عربى اين كتاب داشتيم ، مطالبى را در اين باره آورديم . در اين جا اضافه مىكنيم كه مردم فى الجمله به اين معنا اعتراف دارند كه ثمره عمل هر كسى به خود او عايد مىشود ، آن كس كه نيكى مىكند در زندگيش خير مىبيند و سعادتمند مىشود و آن كس كه ستمگر و شرور است ، دير يا زود نتيجه عمل خود را مىچشد . در قرآن كريم آياتى است كه با اطلاقش بر اين معنا دلالت دارد ، نظير آيات زير : « مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِه ، وَمَنْ أَساءَ فَعَلَيْها » « 1 » . « فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَه وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَه » « 2 » .
هامش
( 1 ) هر كس عمل صالح كند به نفع خويش كرده و هر كس عمل بد كند به خود كرده است . « فصلت ، آيه 46 » ( 2 ) هر كس به وزن يك ذره ، عمل خيرى انجام دهد آن را مىبيند و هر كس به وزن يك ذره عمل بد كند همان را خواهد ديد . « سوره زلزال ، آيه 8 »