و « كسوة » در عرف قرآن همانند كلمه « كسوة » و « نفقه » است در زبان خود ما ، كنايه و يا مثل كنايه اى است از مجموع هزينه زندگى و بودجه اى كه در بر آوردن حوائج مادى زندگى خرج مىشود كه بنا بر اين غير از غذا و لباس ساير ما يحتاج آدمى از قبيل مسكن و دارو و امثال آن نيز رزق خواهد بود ، هم چنان كه كلمه : « اكل - خوردن » نيز دو معنا دارد ، يكى به حسب اصل لغت است كه به معناى جويدن و فرو بردن طعام است ، و ديگرى كنايى است كه به معناى مطلق تصرفات است ، كه در آيه شريفه : * ( « فَإِنْ طِبْنَ لَكُمْ عَنْ شَيْءٍ مِنْه نَفْساً فَكُلُوه هَنِيئاً مَرِيئاً . . . » ) * به همان معناى كنايى آمده .
و اما جمله : * ( « وَقُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَعْرُوفاً » ) * جمله اى است اخلاقى ، كه با رعايت آن امر ولايت اصلاح مىشود براى اينكه افراد سفيه هر چند كه محجور و ممنوع از تصرف در اموال خويشند ، ليكن حيوان زبان بسته هم نيستند ، كه سخن خوب را از بد تشخيص ندهند ، بلكه انسانند و بايد با آنان معامله انسان بشود و اوليايشان با ايشان همانطور سخن بگويند كه با افراد معمولى انسان سخن مىگويند ، نه بطور ناشايست ، و همچنين معاشرتشان با آنان معاشرت با يك انسان باشد .
از اين جا روشن مىشود كه ممكن است جمله مورد بحث را به معناى لغويش يعنى سخن گفتن به تنهايى نگيريم ، بلكه به معناى كنائيش يعنى مطلق معاشرت گرفته و بگوئيم :
معنايش اين است كه اولياى افراد سفيه ، بايد با آنان از هر جهت معامله يك انسان را بكنند ، چه در سخن گفتن و چه در نشست و برخاست كردن ، هم چنان كه در جمله : « وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً » « 1 » گفتيم قول به معناى مطلق معاشرت است .
* ( « وَابْتَلُوا الْيَتامى حَتَّى إِذا بَلَغُوا النِّكاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ » ) * كلمه : « ابتلا » كه مصدر فعل امر « ابتلوا » است ، به معناى امتحان است و مراد از بلوغ نكاح ، رسيدن فرد سفيه به سنين اوان ازدواج است ، پس در حقيقت تعبير از « رسيدن نكاح » مجازى است عقلى ، و فعل « آنستم » از مصدر « ايناس » گرفته شده و به معناى مشاهده اى است كه بويى از الفت در معناى آن نهفته باشد ، چون ماده آن يعنى ثلاثى مجردش « انس » است .
و كلمه : « رشد » به معناى پختگى و رسيده شدن ميوه عقل است ، بخلاف غى كه
هامش
( 1 ) « سوره بقره ، آيه 83 » .