* ( « فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً » ) * يعنى اگر مىترسيد نتوانيد بين چند همسر به عدالت رفتار كنيد تنها يك زن بگيريد و نه بيشتر ، در اين جمله حكم مساله را معلق به « خوف » كرد نه « علم » ، فرمود : اگر « مىترسيد » بين چند همسر . . . و نفرمود : اگر « مىدانيد » كه نمىتوانيد عدالت بر قرار كنيد . . . و علتش اين است كه در اين امور - كه وسوسه هاى شيطانى و هواهاى نفسانى اثر روشنى در آن دارد - غالبا علم براى كسى حاصل نمىشود و قهرا اگر خداى تعالى قيد علم را آورده بود مصلحت حكم ، فوت مىشد .
* ( « أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ » ) * منظور از اين تعبير كنيزان زر خريد هستند ، آيه مىفرمايد : آن كس كه مىترسد بين همسران خود به عدالت رفتار ننمايد با يك زن ازدواج كند و اگر خواست كه بيش از يك زن داشته باشد بايد كنيز بگيرد ، چرا كه خداوند تعالى تقسيم ( عدالت ) را بر مردان در رابطه با كنيزان واجب نفرموده است .
و از اينجا واضح مىشود كه منظور از اين سفارش اين نيست كه بخواهد ظلم به كنيزان را تجويز كند ( و بفرمايد : رعايت عدالت در ميان همسران آزاده لازم است ، اما در بين كنيزان لازم نيست ، و جايز است بين آنان به ظلم رفتار كنيد ) ، چون در جاى ديگر فرموده كه : « خداوند ظالمان را دوست نمىدارد » و نيز فرموده : « لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ - خدا نسبت به بندگانش ظلم روا نمىدارد » بلكه منظور همين است كه چون تقسيم همخوابگى در ميان كنيزان تشريع نشده ، رعايت عدالت در بينشان آسانتر است .
و به خاطر همين نكته ، بايد بگوئيم كه منظور از ذكر « ملك يمين » ( برده ) اين است كه مسلمانان به صرف اينكه كنيزان را بعنوان ملك يمين ( و نه با نكاح ) اخذ كرده و با آنان جماع مىكنند ، كافى است و اما مساله ازدواج آنان تا چهار نفر يا بيشتر مطلب مورد نظر ، در اين آيه نيست بلكه آن نيز خود مطلب جداگانه اى است كه به زودى در ذيل آيه : « وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا » « 1 » مىآيد و در آنجا متعرض اين مساله خواهد شد .
* ( « ذلِكَ أَدْنى أَلَّا تَعُولُوا . . . » ) *
كلمه « عول » مصدر فعل « تعولوا » و به معناى ميل و انحراف است يعنى اين طريقه به همين وجهى كه تشريع شده است شما را به منحرف نشدن از راه ميانه و حد وسط نزديكتر
هامش
( 1 ) « سوره نساء ، آيه 25 » .