جزا گفتيم : * ( « فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ . . . » ) * براى اين است كه در ساير زنان ترس از عدم قسط را نداريد .
عده اى از مفسرين در معناى آيه مورد بحث امور ديگرى - غير از آنچه كه ما ذكر كرديم - ياد آور شدهاند كه خواننده محترم اگر علاقمند به آنها باشد بايد به تفاسير مفصل و بسيار مراجعه كند .
از آن جمله گفتهاند : عرب تا چهار و پنج و بيشتر زن مىگرفت ، و با خود مىگفت ، چرا نگيرم ، مگر من از فلانى كمترم ؟ ! و وقتى كه افراد تحت تكفل و نان خورش زياد مىشد و مالش تمام مىگرديد ، به اموال دختران يتيمى كه با مادرشان ازدواج كرده بود رو مىآورد ، از اين رو خداى تعالى در اين آيه دستور داد كه كسى حق ندارد بيش از چهار زن بگيرد ، و اين دستور براى آن بود كه آنان محتاج به اموال يتيمان نگشته و مرتكب ظلم در حق آنان نشوند .
و نيز گفتهاند كه : عرب بر يتيمان بسيار سخت مىگرفت ، و در امر زنان پدر دار ، اگر چه سختگيرى نمىكرد ولى عده زيادى از آنان را مىگرفت و عدالت را در بينشان جارى نمىنمود آيه شريفه فرمود : اگر مىترسيد كه بر يتيمان ظلم روا بداريد ، در امر غير ايتام ( زنان پدردار ) هم بترسيد و بيش از چهار زن نگيريد ، تا بتوانيد عدالت را رعايت كنيد .
و عده اى گفتهاند : عرب از سرپرستى ايتام سخت كراهت داشت و از خوردن اموال آنان پرهيز مىكرد ، خداى تعالى در اين آيه فرمود : اگر از اين كار پرهيز داريد ، از زنا هم پرهيز كنيد و به جاى زنا كردن با هر زنى كه دوست داريد ازدواج كنيد .
قول ديگر اينكه گفتهاند : معناى آيه اين است كه اگر از هم غذا و هم خرج شدن با ايتام كراهت داريد ، از جمع بين چند همسر نيز خوددارى كنيد چرا كه ممكن است نتوانيد بين آنها به عدالت رفتار نمائيد و از زنان ، تنها با كسانى ازدواج كنيد كه خود را نسبت به او ايمن از ظلم تشخيص مىدهيد .
بعضى ديگر گفتهاند : معناى آيه اين است كه : اگر ترس آن داريد كه نسبت به دختر يتيمى كه با مادرش ازدواج كردهايد عدالت را رعايت نكنيد ، پس با دو تا ، سه تا و چهار تا از خود دختران يتيم كه در ميان اقوام و خويشاوندانتان سراغ داريد ازدواج كنيد ، اينها وجوهى بود كه مفسرين در معناى آيه ذكر كردهاند و ليكن تو خواننده عزيز توجه دارى كه هيچيك از آنها با لفظ آيه آن طور كه بايد انطباق ندارد ، پس وجه صحيح همان بود كه قبلا گذشت .
* ( « مَثْنى وَثُلاثَ وَرُباعَ » ) * كلمه « مثنى » بر وزن مفعل است و كلمه « ثلاث » و « رباع » بر وزن فعال است ، و
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 266
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٦٦