تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
اين دو وزن ( مفعل و فعال ) در باب اعداد ، دلالت بر تكرار ماده مىكند ، در نتيجه معناى مثنى « دو تا دو تا » و معناى ثلاث « سه تا سه تا » و معناى رباع « چهار تا چهار تا » است و چون خطاب در آيه به تمامى مردم است ، نه به يك نفر ، لذا هر يك از اين سه كلمه را با حرف « واو » از ديگرى جدا كرد تا تخيير را برساند و اين معنا را افاده كند كه هر يك از مؤمنين اختيار دارند در اينكه دو يا سه و يا چهار نفر همسر براى خود انتخاب كنند ، از آنجا كه كل مردم در اينجا مخاطب مىباشند ، عددهاى « دو » ، « سه » و « چهار » بايد در قالب كلماتى ادا شوند كه بيانگر تكرار است كه آن كلمات عبارتند از : « مثنى » ، « ثلاث » و « رباع » . با اين بيان و با قرينه اى كه در آيه هست يعنى جمله : « و اگر ترسيديد نتوانيد رعايت عدالت كنيد يك زن بگيريد و يا به كنيزى كه داريد اكتفاء كنيد » و همچنين به قرينه آيه « و المحصنات » ( كه آيه 24 همين سوره است ) اين احتمال از بين مىرود كه آيه خواسته باشد بفرمايد : « شما مىتوانيد با يك عقد دو يا سه و يا چهار زن را تزويج نمائيد » و يا اين احتمال كه خواسته باشد بفرمايد : « مىتوانيد اول دو نفر را با هم بگيريد و سپس دو نفر ديگر را با هم به يك عقد بگيريد و همچنين دو تاى ديگر و . . . » ، و يا بفرمايد : « مىتوانيد سه تا اول و سه تا بعدا ، يا چهار تا اول و چهار تا بعدا بگيريد » ، و يا اينكه بفرمايد : « بيش از يك مرد مىتواند در يك زن شركت داشته باشد » ، اينها احتمالاتى است كه هيچگاه از آيه شريفه استفاده نمىشود و اين آيه به هيچ وجه تحمل اين معنا را ندارد . علاوه بر اينكه اين معنا ضرورى و بديهى است كه اسلام ، داشتن بيش از چهار همسر را تجويز نكرده و نيز هرگز اجازه نمىدهد كه دو نفر مرد با يكديگر مشتركا يك زن را بگيرند . و نيز با بيان ما اين احتمال نيز دفع مىشود كه « واو » در آيه شريفه ( * ( مَثْنى « وَ » ثُلاثَ « وَ » رُباعَ ) * ) « واو » جمع باشد ( نه « واو » تفصيل ) و خواسته باشد اين معنا را برساند كه جمع بين نه همسر - كه حاصل جمع ميان عدد دو و سه و چهار مىباشد - جايز است . در تفسير مجمع البيان هم فرموده است كه جمع به اين معنا به هيچ وجه قابل قبول نيست ، زيرا كسى كه مىگويد : مردم دو به دو و سه به سه و چهار به چهار وارد شهر شدند ، هيچ شنونده اى از كلام او استفاده چنين نمىكند كه پس مردم نه نفر نه نفر داخل شده‌اند ، زيرا اگر گوينده منظورش اين بود خود كلمه نه را به كار مىبرد ، و چرا كلمه اى را كه براى عدد نه وضع شده ( تسع ) رها كند و به جاى آن بگويد : مثنى و ثلاث و رباع ( دو به دو و سه به سه و چهار به چهار ) ؟ و قطعا اگر كسى چنين كارى را بكند به او مىگويند عجب مرد ابلهى است ، و كلام خداى عز و جل بزرگتر از آن است كه مرتكب چنين انحرافى بشود .