تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
خواننده محترم اگر در اين معنا دقت كند و آن گاه مجددا به مطالعه آيه زير بر گردد كه مىفرمايد : * ( « وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى فَانْكِحُوا » ) * ، آن وقت ارتباط آن را با آيه قبلش * ( « وَآتُوا الْيَتامى أَمْوالَهُمْ » ) * خوب مىفهمد و برايش روشن مىشود كه آن آيه در بين كلام جنبه ترقى را دارد و نهى در آيه قبلى را ترقى مىدهد و معناى مجموع دو آيه چنين مىشود : در باره ايتام تقوا پيشه كنيد ، و خبيث را با طيب عوض ننمائيد و اموال آنان را مخلوط با اموال خود مخوريد ، حتى اگر ترسيديد كه در مورد دختران يتيم نتوانيد رعايت عدالت بكنيد و ترسيديد كه به اموالشان تجاوز كنيد و از ازدواج با آنها به همين جهت دل چركين بوديد ، مىتوانيد آنان را به حال خود واگذار نموده و با زنانى ديگر ازدواج كنيد با يك نفر ، دو نفر ، سه نفر و چهار نفر . بنا بر اين جمله شرطيه كه : « اگر ترسيديد كه در مورد يتيمان عدالت را رعايت نكنيد پس زنان ديگرى را به ازدواج خود در آوريد . . . » به منزله اين است كه فرموده باشد : « اگر از ازدواج با دختران بى پدر كراهت داريد ، چون مىترسيد در باره آنان نتوانيد عدالت را رعايت كنيد ، با آنها ازدواج نكنيد و زنانى و دختران ديگرى را به عقد خود در آوريد » . پس جمله « فانكحوا » در حقيقت در جاى جزاى حقيقى قرار گرفته ، در جاى « فلا تنكحوهن - پس با دختران بى پدر ازدواج مكنيد » واقع شده و جمله * ( « ما طابَ لَكُمْ . . . » ) * جمله اى است كه با بودن آن ، ديگر احتياجى باقى نمىماند كه بفرمايد : « پس با چگونه زنانى ازدواج كنيد » ( چون معلوم است وقتى از ازدواج با دختران يتيم كراهت دارند و به ايشان بفرمايد پس با هر كس كه دلتان مىخواهد ازدواج كنيد ، ديگر احتياجى باقى نمىماند به اين كه آن زنان را توصيف كند كه چگونه زنانى باشند « مترجم » ) . نكته اى كه در اين تعبير هست به اين كه : به جاى اين كه بفرمايد : « فانكحوا من طاب لكم . . . » ، فرمود : * ( « ما طابَ لَكُمْ » ) * و اين بدين خاطر بود كه زمينه را براى بيان تعداد همسران فراهم كند . توضيح اينكه اگر فرموده بود : « پس با هر كس دلتان مىخواهد ازدواج كنيد » ، ديگر جا براى گفتن : « يكى ، دو تا ، سه تا ، چهار تا » باقى نمىماند ، لذا فرمود : « هر چه دلتان مىخواهد ازدواج كنيد ، يكى ، دو تا ، سه تا ، چهار تا » . نكته ديگر اينكه به جاى اينكه بفرمايد : « ان لم تطب لكم الازدواج باليتامى » ، فرمود : * ( « إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى » ) * و اين ، از باب به كار بردن « سبب در جاى مسبب » است و با « يك تير دو هدف زدن » خواست بفهماند كه علت بى رغبت بودن شما به ازدواج با دختران يتيم چيست ، و نيز خواست كه علت جزا را هم بيان كرده باشد و بفهماند اينكه در جمله