تحدى در خصوص بلاغت تحدى شده ، از اين باب بوده كه زبان عرب ، زبان قرآن بوده و به حكم آيه : « وَما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِه » بايد هم قرآن به زبان عرب باشد و به حكم آيه : « نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِما أَوْحَيْنا إِلَيْكَ هذَا الْقُرْآنَ » « 1 » و آيه : « وَإِنَّه لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعالَمِينَ ، نَزَلَ بِه الرُّوحُ الأَمِينُ ، عَلى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ » « 2 » .
هيچ زبانى غير زبان عرب نمىتوانسته معانى و مقاصد ذهنيه را قالب گيرى كند و به نحو اتم و اكمل در ذهن شنونده منتقل سازد و به همين جهت خداى سبحان براى كتاب عزيز خود از ميان همه زبانها ، زبان عربى را انتخاب كرده و فرمود : « إِنَّا جَعَلْناه قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ » « 3 » .
خلاصه اينكه خداى عز و جل به رسول گراميش دستور داد تا بعد از قيام به اصل دعوت ، نخست از عشيره و قوم خود آغاز كند و فرمود : « وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الأَقْرَبِينَ » « 4 » ، و رسول خدا ( ص ) هم اين دستور را امتثال نموده همه را به قبول دعوت خود خواند و وعده داد كه هر كس اول لبيك گويد او جانشين من خواهد بود ، كه ( در هر سه روز و سه نوبت هنگام ارائه اين پيشنهاد ) على ع دعوتش را لبيك گفت و رسول خدا ( ص ) به وعده خود وفا نموده و آن جناب را وصى خود كرد و بقيه عشيره اش بطورى كه در كتب حديث آمده مسخره اش كردند « 5 » .
كتب تاريخ و سيره ، اين ماجرا را ضبط كرده و نوشتهاند كه بعد از على ع ، افرادى از خاندان رسول اللَّه ( ص ) مانند : خديجه همسرش و حمزة بن عبد المطلب عمويش و ابو طالب عموى ديگرش به وى ايمان آوردند و داستان ايمان آوردن ابو طالب را تواريخ شيعه روايت كردهاند و در اشعار خود آن جناب هم عباراتى به صراحت ديده مىشود « 6 » .
هامش
( 1 ) ما با اين قرآن كه به تو وحى كرديم بهترين داستانها را برايت سروديم . « سوره يوسف ، آيه 3 » .
( 2 ) و اينكه اين قرآن نازل شده ، از ناحيه رب العالمين است و روح الأمين آن را بر قلب تو نازل كرده ، تا از منذرين باشى ، آن هم به زبان عربى و آشكار . « سوره شعرا ، آيه 195 »
( 3 ) ما آن را قرآنى عربى كرديم تا شايد شما بشر در آن تعقل كنيد . « سوره زخرف ، آيه 3 » .
( 4 ) انذار را نخست از عشيره خود ، آن هم نزديكترين آنان ، شروع كن « سوره شعرا ، آيه 214 » .
( 5 ) خواننده محترم براى توضيح بيشتر به جلد ششم بحار الانوار و سيره ابن هشام و كتب ديگر مراجعه نمايد .
( 6 ) توضيح مطلب را مىتوانيد در كتاب ديوان ابو طالب مطالعه فرمائيد .