تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
و همه مكانها را مىرساند : « وَإِنَّه لَكِتابٌ عَزِيزٌ لا يَأْتِيه الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْه وَلا مِنْ خَلْفِه تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ » « 1 » ، « وَلكِنْ رَسُولَ اللَّه وَخاتَمَ النَّبِيِّينَ » « 2 » ، و اين دو آيه عموميت دعوت آن جناب نسبت به همه زمانها و مكانها را نيز مىرسانند و اگر خواننده محترم بخواهد به بحث مفصل از تك تك اين آيات اطلاع پيدا كند بايد به تفسير خود آن آيات در اين كتاب مراجعه نمايد . و به هر حال پس نبوت آن جناب عمومى بود و اگر كسى در وسعت معارف و قوانين اسلام دقت نمايد و نيز در نظر بگيرد كه در ايام نزول قرآن و بعثت آن جناب ، دنيا در چه وضعى به سر مىبرد و ظلمت جهل و قذارت و پليدى فساد و ظلم تا چه حد رسيده بود ، هيچ ترديدى برايش باقى نمىماند كه در آن روز ممكن نبوده كه اسلام يك باره شرك و فساد را از دنيا ريشه كن كند و تصديق مىكند كه لازم بوده دعوت را در ميان بعضى از طوائف ساكنان زمين ، شروع كند و بناچار اين طايفه همان قوم خود رسول اللَّه باشد ، آن گاه بعد از آنكه دين خدا در ميان عرب جاى خود را باز كرد به تدريج در بين غير عرب هم راه يابد هم چنان كه همين طور شد و خداى تعالى در اين باره فرموده : « وَما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِه لِيُبَيِّنَ لَهُمْ » « 3 » . و نيز فرموده : « وَلَوْ نَزَّلْناه عَلى بَعْضِ الأَعْجَمِينَ فَقَرَأَه عَلَيْهِمْ ما كانُوا بِه مُؤْمِنِينَ » « 4 » ، و آياتى هم كه دلالت مىكند بر اينكه دعوت اسلام و انذارش ارتباطى با عرب دارد ، بيش از اين دلالت ندارد كه عرب هم يكى از طوايفى است كه بايد بوسيله قرآن دعوت و انذار شوند و همچنين آياتى كه در تحدى « 5 » به قرآن نازل شده ( و مثلا مىفرمايد : اگر شك داريد كه اين قرآن از ناحيه خدا است همه جمع شويد و يك سوره مثل آن را بياوريد « مترجم » ) هيچ دلالتى ندارد بر اينكه روى سخن در سراسر قرآن متوجه خصوص عرب است ، چون عرب است كه با زبان قرآن سخن مىگويد و اگر بخواهد مىتواند ( كه البته نمىتواند و نتوانست ) سوره اى مثل قرآن درست كند ، چون اولا همه آيات تحدى فقط به بلاغت نظر ندارد و ثانيا اگر در بعضى از آيات
هامش
( 1 ) و اينكه اين كتاب محققا كتابى است شكست ناپذير ، نه در عصر نزولش باطل در آن راه مىيابد و نه در اعصار بعد از نزولش ، نازل شده اى است از ناحيه خداى حكيم و ستوده . « سوره فصلت ، آيه 42 » . ( 2 ) ليكن او فرستاده خدا و خاتم پيامبران است . « سوره احزاب ، آيه 40 » ( 3 ) ما هيچ رسولى را نفرستاديم مگر به زبان قومش ، تا دين خدا را براى آنان بيان كند . « سوره ابراهيم آيه 4 » ( 4 ) و اگر اين دين و اين قرآن را بر بعضى از افراد عجم نازل مىكرديم تا او قرآن را بر عرب بخواند هرگز عرب بوى ايمان نمىآورد « سوره شعرا آيه : 199 » . ( 5 ) آيات تحدى آياتى است كه دشمن را به مقابله و برابرى مىخواند كه اگر مىتوانند حتى يك سوره مثل سوره ، قرآن را بياورند .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 254 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى