اگر خواننده محترم به سياق اين چند آيه شريفه نظر كند مىبيند كه چگونه در اول « نواهى شرعيه » را به طور اجمال مىشمارد و در ثانى به شمردن « اوامر شرعيه » مىپردازد .
دسته اول را بعد از شمردن تحت يك عنوانى قرار مىدهد كه هيچ انسان با شعور و حتى عقل هيچ انسان عامى نمىتواند منكر آن گردد و آن عنوان جامع كلمه : « فاحشه زشت و پليد و عمل شرم آور » است كه هر انسانى به لزوم اجتناب و خوددارى از آن اقرار دارد و همچنين دسته دوم ( اوامر ) را تحت يك عنوان جامع قرار مىدهد كه باز هيچ انسان با شعورى در لزوم عمل به آن ترديد ندارد و آن جامع عبارت است از كلمه : « صراط مستقيم » چون هر انسانى به حكم غريزه اش اين را درك مىكند كه اگر جامعه بر صراط مستقيم اجتماع كنند و هر دسته اى چون گله بى چوپان يك كوره راه را پيش نگيرند و از يكديگر جدا نشوند ، از تفرقه و ضعف و وقوع در هلاكت و مرگ ايمن خواهند شد .
پس قرآن كريم در اين بياناتش از غرائز دعوت شدگان به دين كمك گرفته و به همين جهت بوده كه وقتى مىخواهد كلمه « فاحشه » را تفصيل دهد ، عقوق والدين و بدى به پدر و مادر و كشتن اولاد و كشتن مردم بىگناه و خوردن مال يتيم و امثال اينها را نام مىبرد كه عواطف غريزى هر انسانى دعوت به اجتناب از آنها را تاييد مىكند چرا كه عاطفه بشرى از اين گونه كارها نفرت دارد و از اين اعمال بيزار است و در حال عادى هرگز حاضر نيست مرتكب اين گونه جرائم و معاصى شود ، البته نظير اين آيات كه ديديد آيات ديگرى هست كه خود خواننده اگر اهل تدبر باشد به آنها دست مىيابد .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 250
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٥٠