تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
دوانده و عادات و رسومى بر آن عقايد مستقر شده باشد و مردم ( خلفها بعد از سلف ) قرنها داراى اخلاق و اعمال و عادات و رسومى بوده باشند كه همه از عقايدى باطل منشا گرفته باشد و باز مخصوصا اين دشوارى چند برابر مىشود زمانى كه دعوت حقه دين ، عمومى باشد و بخواهد در تمامى شؤون زندگى آن ملت دخالت نمايد ، آن قدر فراگير باشد كه همه حركات و سكنات ظاهر و باطن ، شب و روز فقير و غنى افراد جوامع را بدون استثنا فرا گيرد ( هم چنان كه دعوت اسلام چنين است ) و معلوم است كه تصور ايجاد چنين انقلابى در عقايد عموم مردم و در آداب و رسوم و همه شؤون زندگى آنان چقدر دهشت آور است ، و يا محال عادى است . دشوارى اين امر و مشقت آن در اعمال بيشتر از اعتقادات است ، براى اينكه انس بشر به عمل و عادتش به آن و لمس حوائجش با آن زيادتر و مقدمتر بر اعتقادات است ، علاوه بر اينكه عمل براى حس او محسوستر است و در جايى كه معارضه واقع شود بين عقايد و اعمالش ، اگر اعمالش مطابق با شهواتش باشد . عمل را مقدم بر عقايد مىدارد مثلا فلان زناى لذتبخش را مرتكب مىشود ، هر چند كه با عقايدش سازگار نباشد و به همين جهت است كه مىبينيم دعوت دين اسلام در همان روزهاى اول همه عقايد حقه را يك جا پيشنهاد كرد و هيچ ترسى به خود راه نداد ، ولى قوانين و شرايع مربوط به اعمال را يك كاسه و يك جا بيان ننمود ، بلكه در طول بيست و سه سال نزول وحى ، به تدريج يكى يكى بيان فرمود . و خلاصه اينكه اسلام در مواقع دعوت آنچه را مىخواست القا كند ، راه تدريج را انتخاب كرد تا طبع مردم از پذيرفتن آن گريزان نباشد و نيز دلها در باره اينكه اجزاى دعوت با يكديگر ارتباط دارند و در رديف كردن آنها كه كدام مقدم است و كدام مترتب بر كدام است دچار تزلزل نگردد ، تمام اين مطالب را كه گفتيم براى كسى كه در اين حقايق تامل و تدبر كند روشن است چرا كه مىبيند آيات قرآنى در القاى معارف الهيه و قوانين تشريع شده ، مختلف است ، بعضى در مكه نازل شده و بعضى در مدينه ، آنهايى كه در مكه نازل شده نوعا مطالب را بطور اجمال و سر بسته بيان كرده و آنها كه مدنى است يعنى بعد از هجرت پيامبر اكرم ( ص ) در مدينه نازل شده ، مطالب را بطور تفصيل و شكفته بيان نموده و به جزئيات همان احكامى كه در مكه نازل شده بود پرداخته و مجملات همان احكام را بيان مىكند ، مثلا در آيه زير كه در مكه نازل شده ، اجمال توحيد و معاد را از اصول عقايد اسلام و تقوا و عبادت را از دستورات عملىاش خاطرنشان كرده ، مىفرمايد : « كَلَّا إِنَّ الإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآه اسْتَغْنى ، إِنَّ إِلى رَبِّكَ الرُّجْعى أرَأَيْتَ الَّذِي يَنْهى عَبْداً إِذا صَلَّى ، أرَأَيْتَ إِنْ كانَ عَلَى الْهُدى ، أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوى أرَأَيْتَ إِنْ كَذَّبَ وَتَوَلَّى ،
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 248 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى