« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّه حَقَّ تُقاتِه وَلا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ » « 1 » .
14 - اسلام تمامى شؤونش اجتماعى است
در قرآن كريم مىخوانيم : * ( « وَصابِرُوا وَرابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّه لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ » ) * « 2 » بيان اين آيه در تفسيرش گذشت و آيات بسيارى ديگر هست كه اجتماعى بودن همه شؤون اسلام را مىرساند .
و صفت اجتماعى بودن در تمامى آنچه كه ممكن است به صفت اجتماع صورت بگيرد ( چه در نواميس و چه احكام ) رعايت شده ، البته در هر يك از موارد آن نوع اجتماعيت رعايت شده كه متناسب با آن مورد باشد و نيز آن نوع اجتماعيت لحاظ شده كه امر به آن و دستور انجامش ممكن و تشويق مردم به سوى آن موصل به غرض باشد ، و بنا بر اين يك دانشمند متفكر بايد هر دو جهت را مورد نظر داشته باشد ، آن گاه به بحث بپردازد ، پس هم نوع اجتماعى بودن احكام و قوانين مختلف است و هم نوع دستورها مختلف است .
جهت اول : كه گفتيم « اجتماعى بودن احكام در موارد مختلف ، انواع مختلفى دارد » ، دليلش اين است كه مىبينيم شارع مقدس اسلام در مساله جهاد اجتماعى بودن را بطور مستقيم تشريع كرده و دستور داده حضور در جهاد و دفاع به آن مقدارى كه دشمن دفع شود واجب است ، اين يك نوع اجتماعيت ، نوع ديگر نظير وجوب روزه و حج است ، كه بر هر كسى كه مستطيع و قادر به انجام آن دو باشد و عذرى نداشته باشد واجب است ، اجتماعيت ، در اين دو واجب بطور مستقيم نيست . بلكه لازمه آن دو است ، چون وقتى روزه دار روزه گرفت قهرا در طول رمضان در مساجد رفت و آمد خواهد كرد ، و در آخر در روز عيد فطر ، اين اجتماع به حد كامل مىرسد ، و نيز وقتى مكلف به زيارت خانه خدا گرديد قهرا با ساير مسلمانان يك جا جمع مىشود ، و در روز عيد قربان اين اجتماع به حد كامل مىرسد .
و نيز نمازهاى پنجگانه يوميه را بر هر مكلفى واجب كرده ، و جماعت را در آن واجب نساخته ، ولى اين رخصت را در روز جمعه تدارك و تلافى كرده و اجتماع براى نماز جمعه را بر همه واجب ساخته ، البته براى هر كسى كه از محل اقامه جمعه بيش از چهار فرسخ فاصله نداشته باشد ، اين هم يك نوع ديگر اجتماعيت است .
هامش
( 1 ) هان اى كسانى كه ايمان آوردهايد از خدا پروا كنيد ، آن طور كه شايسته خداى تعالى باشد ، و از دنيا نرويد مگر با حالت اسلام . « آل عمران : 102 » .
( 2 ) يكديگر را به صبر بخوانيد ، و قلب يكديگر را محكم كنيد ، و از خدا بترسيد تا شايد رستگار شويد ، « آل عمران : 200 » .