تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
وقتى ضامن اجرا ندارد چه فايده ؟ و دليل نداشتنش همين است كه در طول چهارده قرن به جز چند روزى در همان اوائل بعثت نتوانست خود را حفظ كند و جاى خود را به قيصريت و كسرويت داد و حكومتش به صورت حكومتى امپراطورى در آمد ، آن هم به صورت ناهنجارترين و فجيعترين وضعش ، و اعمالى را مرتكب شد كه امپراطوريهاى قبل از او هرگز مرتكب نشده بودند ، به خلاف حكومت زائيده شده از تمدن غرب ، كه همواره روى پاى خود ايستاده هيچ تغيير ماهيتى نداده است .
و همين خود دليل بر اين است كه تمدن غربىها پيشرفته ترين تمدن و نظام اجتماعيشان متقنترين و مستحكمترين نظام است كه سنت اجتماعى و قوانينش بر اساس خواست مردم و هر پيشنهادى است كه مردم از روى طبيعت و هوا و هوسهاى خود مىكنند و در اين باره معيار آن را خواست اكثريت و پيشنهاد آنان قرار داده ، چون اتحاد و اجتماع كل جامعه در يك خواست به حسب عادت محال است ، ( و هيچ نظامى نمىتواند آنچه را مىكند مطابق ميل كل جامعه باشد ، از سوى ديگر تحميل خواست اقليت بر اكثريت هم معقول نيست ) و غلبه اكثر بر اقل سنتى است كه در طبيعت نيز مشهور است ، چرا كه ما مىبينيم هر يك از علل مادى و اسباب طبيعى اكثرا مؤثر واقع مىشوند ، نه پيوسته و على الدوام ، و همچنين از ميان عوامل مختلف و ناسازگار ، اكثر مؤثر واقع مىشود نه همه ، و نه اقل ، به همين جهت مناسب است كه هيكل اجتماع نيز هم از نظر غرض و هم به حسب سنتها و قوانين جاريه در آن ، بر اساس خواست اكثر بنا شود و اما اين فرضيه كه دين پيشنهادى را كه مىدهد در دنياى حاضر جز آرزويى خام نيست و از مرحله فرض تجاوز نمىكند و تنها مثالى است كه جايش در عقل و ذهن است و نه در خارج ولى تمدن عصر حاضر در هر جا كه قدم نهاده نيروى مجتمع و سعادتش را و تهذيب و طهارت افرادش از رذائل را ضمانت كرده است ، ( البته منظور از رذائل هر عملى است كه جامعه آن را نپسندد ) نظير دروغ ، خيانت ، ظلم ، جفا ، خشونت ، خشكى و امثال آن . اين مطالب خلاصه و فشرده خيالاتى است كه دل غربزدگان ما را به خود مشغول نموده ، مخصوصا تحصيل كرده هاى مشرق زمين را كه به اصطلاح رشته تحصيلشان بحث در مسائل اجتماعى و روانى است ، چيزى كه هست اين آقايان بحث را در غير موردش ايراد كردند در نتيجه حق مطلب بر ايشان مشتبه شده است و اينك توضيح آن . اما اينكه مىپندارند سنت اجتماعى اسلام در دنيا و در مقابل سنن تمدن فعلى و در شرايط موجود در دنيا قابل اجرا نيست به اين معنا كه اوضاع حاضر دنيا با احكام اسلامى