نمىتواند منفعل نشود بلكه خود را ناچار مىبيند به اين كه از جامعه پيروى كند ، حتى در اين دو حال كه گفته شد فعل و انفعال اجتماع شعور و فكر را از افراد و اجزا خود سلب مىكند .
و همين معنا ملاك اهتمام اسلام به شان اجتماع است ، اهتمامى كه تا كنون نديده و ابدا نيز نخواهيم ديد كه نظيرش در يكى از اديان و در يكى از سنن ملتهاى متمدن يافت شود ( هر چند كه ممكن است خواننده محترم اين دعوى ما را نپذيرد ) .
علت اين شدت اهتمام هم روشن است ، براى اينكه وقتى تربيت و رشد اخلاق و غرائز در يك فرد انسان كه ريشه و مبدأ تشكيل اجتماع است مؤثر واقع مىشود كه جو جامعه با آن تربيت معارضه نكند و گرنه از آنجايى كه گفتيم قدرت نيروى جامعه ، فرد را در خود مستهلك مىكند ، اگر اخلاق و غرائز جامعه با اين تربيت ضديت كند يا تربيت ما اصلا مؤثر واقع نمىشود و يا آن قدر ناچيز است كه قابل قياس و اندازه گيرى نيست ( و مثل اين مىماند كه ما بخواهيم يك ماهى قزلآلا را در آب شور تربيت كنيم كه اگر در همان روزهاى اول ماهى كوچولوى ما از بين نرود ، تربيت ما آن طور كه بايد و آن طور كه به زحمات ، ما بيارزد مؤثر واقع نمىشود « مترجم » ) .
به همين جهت است كه اسلام مهمترين احكام و شرايع خود از قبيل حج و جهاد و نماز و انفاق را و خلاصه تقواى دينى را بر اساس اجتماع قرار داد و علاوه بر اينكه قواى حكومت اسلامى را حافظ و مراقب تمامى شعائر دينى و حدود آن كرده و علاوه بر اينكه فريضه دعوت به خير و امر به معروف و نهى از تمامى منكرات را بر عموم واجب نموده ، براى حفظ وحدت اجتماعى هدف مشتركى براى جامعه اعلام نموده ، و معلوم است كه كل جامعه هيچوقت بى نياز از هدف مشترك نيست ، و آن هدف مشترك عبارت است از سعادت حقيقى ، ( نه خيالى ) و رسيدن به قرب و منزلت نزد خدا ، و اين خود يك پليس و مراقب باطنى است كه همه نيتها و اسرار باطنى انسان را كنترل مىكند تا چه رسد به اعمال ظاهريش ، پس در حكومت اسلامى اگر مامورين حكومتى كه گفتيم موظف به دعوت به خير و امر به معروف و نهى از منكرند اطلاعى از باطن افراد نداشته باشند ، باطنها بى پليس و بدون مراقب نماندهاند ، و به همين جهت گفتيم اهتمام به امر اجتماع در حكومت و نظام اسلامى بيش از هر نظام ديگر است .
5 - آيا سنت اجتماعى اسلام ، ضمانت بقا و اجرا دارد ؟
ممكن است خواننده محترم بگويد : گيرم دعوى شما حق باشد ، يعنى نظام اجتماعى ، عالىترين نظام و نظر اسلام در پديد آوردن جامعه اى صالح ، پيش رفته ترين و متقنترين و اساسىترين نظريه ها باشد و حتى از نظريه جوامع پيشرفته عصر حاضر نيز متقنتر باشد ، ولى
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 154
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٥٤