امام صادق نيز در گفتار خويش به اين حقيقت اشاره فرموده آنجا كه مىگويد : راستى مردم با غور در آيات متشابه و پيچيدهء قرآن ، بدبخت و بيچاره شدند زيرا آنها معناى اين سلسله آيات را نفهميدند و پى به عمق و معناى واقعى آن نبردند و از پيش خود تأويلاتى بر آيات آن يافتند و خود را در برابر اوصياى خدا و دانايان حقيقى قرآن ، مستغنى و بىنياز ديدند و از آنان نپرسيدند تا آشنايشان سازند .
باز در اينجا مىبينيم كه منظور امام ( عليه السلام ) از تفسير به رأى ممنوع و حرام ، اين است كه كسى بدون مراجعه به اهل بيت ( عليهم السلام ) و بدون استمداد از گفتار آنان و الهام گرفتن از افكارشان ، مستقلًا از روى قرآن به دلخواه خود فتوا و حكمى از احكام الهى را صادر كند ، در صورتى كه رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) عترت و اهل بيتش ( عليهم السلام ) را پشتوانه و همدوش قرآن معرفى كرده است و مردم بايد در اينگونه موارد به آنان مراجعهكنند و از آنان الهام و روشنايى بگيرند و هدايت شوند .
اگر يك مفتى و يا مفسر ، عمومات و مطلقات قرآن و قوانين عمومى آن را در نظر بگيرد ، از تخصيصها و تقييدها و از تبصرهها و اسثناءهايى كه بهوسيلهء ائمه ( عليهم السلام ) بر اين گفتارها و قوانين عمومى قرآن بهعنوان توضيحات وارد شده ، غفلت ورزد ، آن را تفسير به رأى و برداشت دلبخواهى مىنامند كه در اين روايتها سخت مورد انتقاد قرار گرفته و ممنوع شده است .
از هم آنچه گفته شد ، چنين برمىآيد كه : گرفتن معناى ظاهرى الفاظ قرآن ، آن هم با در نظر گرفتن قرائن و شواهدى كه در قرآن و يا در گفتار ائمه ( عليهم السلام ) وجود دارد و با رعايت قواعد عقلى و عرفى كه مخالف هيچيك از اين قواعد و معيارها نباشد ، تفسير به رأى بلكه اصلًا تفسير ناميده نمىشود .
گذشته از اين ، دلايل و روايات فراوانى در دست داريم كه مراجعه به قرآن و گرفتن معناى ظاهرى آن را تجويز مىكنند و بر آن تشويق و تأكيد مىنمايند و جمع
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 424
مساهمون: السيد الخوئي
ص٤٢٤