براى اشتباه باقى نمىماند تا به قرآن وارد شود .
به عبارت ديگر ، اعجاز قرآن ملاك شناخت قرآن است و مىتواند جلوى هرگونه زيادت را بگيرد ، ولى اين ملاك در نقيصه جريان ندارد ، زيرا چيزى كه بهدست نرسيده است و موجود نيست ، قابل سنجش نمىباشد ، اين است كه طرفداران تحريف ، زيادت را در قرآن مردود دانسته ، نقصان را مىپذيرند .
در پاسخ اين پندار مىگوييم : اعجاز و بلاغت بىحد قرآن گرچه مانع از اين است كه بتوان سورهاى مانند سورههاى قرآن را آورد ولى از اين مانع نيست كه يك يا دو كلمه و حتى سخنى به اندازه يك آيهء كامل ساخت و بر قرآن اضافه كرد ، مخصوصاً اگر آيه كوتاه باشد و اگر اين عمل امكان نداشت ، نيازى به شهادت دو نفر نبود و هركس آيهاى را مىآورد ، قرآن بودن آن از راه بلاغت و شيوايى فوقالعاده روشن مىشد .
بنابراين ، آنانكه روايتهاى جمعآورى قرآن بعد از عصر پيامبر را مىپذيرند و درنتيجه به وقوع تحريف در قرآن قائل مىشوند ، چارهاى ندارند جز اينكه تحريف به معناى زيادت را نيز در قرآن ملتزم شوند ، در صورتى كه اين نظريه مخالف اجماع مسلمانان است .
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 406
مساهمون: السيد الخوئي
ص٤٠٦