تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤
آيا واقعاً يك نفر مسلمان مىتواند به اين مطلب ملتزم باشد يا چنين سخنى را بر زبان براند ؟ ! ما نمىدانيم صحيح بودن اين‌گونه روايت‌ها كه به ثبوت قرآن به‌وسيلهء خبر واحد و يا شهادت دو نفر و يا يك نفر شاهد دلالت دارند ، با اجماع و عقيدهء تمام مسلمانان به اينكه قرآن به‌جز تواتر از راه ديگر ثابت نمىشود ، چگونه مىتوان توافق و سازش داشته باشد ؟ ! آيا قطعى بودن اينكه قرآن بايد از راه تواتر ثابت شود نه از راه خبر واحد و شهادت دو نفر ، دليل بر دروغ بودن تمام اين روايات نيست ؟ ! تعجب در اين است كه بعضى از دانشمندان مانند ابن حجر ، « شهادت » را كه در اين روايات آمده ، به « كتابت » و « حفظ كردن قرآن » تأويل و تفسير كرده‌اند . « 1 » ما فكر مىكنيم همان لزوم تواتر در قرآن كه اشاره كرديم ، « ابن حجر » را به چنين تأويل و تفسير واداشته ، شهادت را به معناى كتاب و حفظ گرفته است . درهرصورت اين تفسير از جهاتى قابل خدشه و ايراد است ، زيرا : 1 - اين تفسير با دلالت صريح اين روايات كه در مسئلهء تدوين قرآن آورديم هيچگونه سازش ندارد و با توجه مختصر معلوم مىشود كه شهادت در اين روايت‌ها به حفظ و كتابت ، قابل تأويل نمىباشد . 2 - لازمهء اين تفسير اين است كه جمع‌كنندگان قرآن آياتى را كه در نزد اشخاص بوده ولى نوشته نشده بود ، وارد مصحف نمىكردند ، گرچه قرآن بودن آن‌ها از راه تواتر ثابت بود و برگشت اين مطلب به اين است كه قسمتى از قرآن كه قرآن بودنش با تواتر ثابت نگرديده بود ، در قرآن نوشته نشده است . 3 - آيه‌اى را كه مىخواستند بنويسند ؛ اگر با تواتر ثابت بود ، ديگر نيازى به حفظ و كتابت نداشت و اگر به‌وسيلهء تواتر ثابت نبود ، با حفظ و كتابت نمىتوانستند آيه
هامش
( 1 ) . اتقان ، نوع 18 / 100 .
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 404 | السيد الخوئي / محمد صادق نجمى / هريسى