بودن آن را ثابت كنند و در قرآن وارد سازند ، بنابراين در جمعآورى قرآن ، حفظ و كتابت ، كوچكترين فايده و اثرى نداشت تا شرط پذيرش آيات قرآن بوده باشند .
خلاصهء گفتار اينكه : اين روايتها با اين گونه تاويلات قابل پذيرش نمىباشند و بهجز دورانداختن آنها چار ديگرى نيست زيرا از اين روايتها چنين برمىآيد كه آيات قرآن از راه غير تواتر نيز پذيرفته شده و در قرآن جمعآورى مىگرديد و بطلان اين سخن به اجماع مسلمين و در نزد تمام مسلمانان روشن و مسلم است .
اجماع مسلمانان به عدم زيادت در قرآن
اگر روايتهاى جمعآورى قرآن بعد از دوران پيامبر را بپذيريم - چنانكه طرفداران تحريف مىگويند - و از اين طريق راهى براى احتمال تحريف در قرآن بگشاييم ، در اين صورت فرقى نخواهد داشت كه اين تحريف از راه نقصان باشد يا زيادت و احتمال تحريف به هر دو معنا به قرآن راه خواهد يافت ، زيرا :
وقتىكه در جمعآورى قرآن ، خود پيامبر ( صلى الله عليه و آله و سلم ) ، آن كسى كه قرآن به او فرود آمده است ، نظارت مستقيم نداشت و ديگران با حدس و گمان سخنانى را مىتوانستند وارد قرآن كنند ، در اين صورت ممكن بود كه سخنانى را هم
اشتباهاً به نام آيهء قرآنى به قرآن اضافه كنند ، در صورتى كه مسئلهء زيادت را در قرآن كسى از مسلمانان نمىپذيرد و به اجماع تمام مسلمانان زيادتى به قرآن راه نيافته است و اين اجماع و اتفاقنظر مسلمين با آن روايات ، تضاد و منافات كامل دارد ، اينجاست كه يكى ديگر از جهات ضعف اين روايت آشكار مىشود .
اشكالى و پاسخى :
شايد كسى بگويد ، چون قرآن جنبهء اعجاز دارد با سخنان ديگر مشخص است و هر سخنى كه از قرآن نباشد ، در برابر قرآن بهخوبى شناخته مىشود و جايى
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 405
مساهمون: السيد الخوئي
ص٤٠٥