3 - مفاد و مفهوم اين روايت درهم و برهم ، مشوش و متزلزل است زيرا زجر و حرام هر دو به يك معنى مىباشند ، بنابراين ، فصول قرآن بر خلاف آنچه در اول روايت تعيين شده است ، از هفت فصل به شش فصل تقليل مىيابد .
علاوهبر اين در قرآن موضوعات مهم ديگرى هم هست كه در اين ابواب هفتگانه داخل نمىباشند . مانند موضوع مبدأ و معاد ، قصص ، احتجاجات ، معارف و غير آنها و اگر طرفداران اين نظريه بخواهند همهء اين موضوعات را در فصل محكم و متشابه مندرج و داخل كنند ، لازمهاش اين خواهد بود كه همهء ابواب و فصول ديگر را نيز كه واضح هستند و متشابه نمىباشند ، در كلمهء « محكم » بگنجانند و تمام فصول قرآن را تنها به دو قسمت تقسيم كنند : محكم و متشابه نه به هفت فصل ، زيرا مجموع موضوعات و مطالبى كه در قرآن آمده است ، از دو حال خارج نيست ، يا روشن و محكم است و يا مبهم و متشابه .
4 - حروف هفتگانه را به فصول و ابواب هفتگانه تفسير نمودن ، با روايتهاى گذشته كه از نظرتان گذشت سازش ندارد زيرا بنابراين روايتها ، علت نزول قرآن بر حروف هفتگانه ، تخفيف براى مسلمانان و حل مشكل عدم توانايى آنان بر قرائت قرآن با روش واحد معرفى شده كه در فصول هفتگانه ، اين اثر و خاصيت وجود ندارد .
5 - بعضى از روايات گذشته ، صريح و روشن است در اينكه منظور از حروف هفتگانه همان وجوه قرائات است كه
قاريان در آن اختلاف داشتند و روايت يونس در صورتى كه دلالت به مطلوب داشته باشد ، باز نمىتواند به تنهايى آن همه روايات را از معناى ظاهرى برگرداند و بهسوى معناى ديگرى بكشاند .
سوم : فصول هفتگانه به عناوين ديگر
مىگويند : منظور از حروف هفتگانه عبارت است از : فصول هفتگانه ، يعنى امر ، زجر ، ترغيب ، ترهيب ، مناظرات دينى ، قصهها و مثلها .
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 289
مساهمون: السيد الخوئي
ص٢٨٩