3 - باز اين تأويل و نظريه با آنچه از عثمان نقل شده است ، مخالفت دارد كه او به طوايف سهگان قريش دستور داد ، اگر در قرائت قرآن با زيد بن ثابت اختلاف پيدا نموديد با لغت قريش بنويسيد زيرا قرآن با لغت قريش فرود آمده است . « 1 »
4 - باز اين نظريه ، يعنى تفسير نمودن حروف هفتگانه به لغات هفتگانه با مضمون روايت ديگر مخالف است ؛ چنانكه نقل مىكنند : عمر و هشام بن حكم در قرائت سورهء فرقان اختلاف نمودند . هشام با قرائتى خواند ، رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود : اينچنين نازل گرديده است و عمر با قرائت ديگرى خواند ، باز رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود :
چنين نازل شده است ، سپس فرمود : اين قرآن با هفت حرف نازل شده است . « 2 »
در صورتى كه مىدانيم عمر و هشام هر دو از قبيلهء قريش بودند و قرآن را با لغت قريش مىخواندند ، موجب و علتى براى احتلاف آنان در قرائت از نظر لغت نبود تا بتوانيم اختلاف در حروف را به اختلاف در لغات تفسير كنيم .
5 - گذشته از هم اين تأويل نمودن حروف هفتگانه به لغات هفتگانه ادعايى است ، بدون دليل و گفتارى است ، بىاساس كه پايهء علمى ندارد .
6 - اگر طرفداران اين نظريه منظورشان از اين گفتار كه قرآن به هفت لغت فرود آمده است ، اين باشد كه قرآن بر لغاتى مشتمل است كه لغت قريش از آنها خالى است ، دراين صورت نزول قرآن با اين لغات هفتگانه نهتنها موجب تسهيل قرائت نخواهد بود بلكه آن را مشكلتر خواهد نمود و از طرف ديگر اين گفتار با واقع مطابقت نمىكند زيرا لغت قريش برترى و تفوق بر ساير لغات داشته ، از ميان تمام لغات ، كلمات فصيح را جمعآورى نموده است و در اين مورد به مرحلهاى رسيده است كه عربى بودن يك جمله را با همان لغت مىسنجند و در قواعد عربى به آن لغت رجوع مىكنند .
هامش
( 1 ) . صحيح بخارى : باب نزول القرآن على لغهء قريش 156
( 2 ) . متن اين روايت را در صفحات قبلى آورديم .