تنها وسيل گشايش مسلمانان و به نفع و صلاح آنان نگرديد بلكه درميان آنها اختلاف و دودستگى ايجاد نمود تا جايى كه عدهاى از مسلمانان عدهء ديگر را تكفير نمودند و عثمان مجبور شد كه قرائت را به يك حرف منحصر سازد و ساير قرآنها را كه ، بهوسيلهء اختلاف درميان مسلمانان بود ، بسوزاند .
* * * از اين بحث بهطور خلاصه مىتوان نتايج زير را بهدست آورد :
1 - اختلاف در قرائت قرآن نقمت و بلايى براى امت اسلامى بوده است كه در زمان عثمان ظاهر گرديد .
بنابراين ، چگونه مىتوان گفت كه پيامبر از خداوند چيزى را درخواست نمود كه بلا و وسيلهء فساد و اختلاف درميان امت بود و چگونه خداوند به چنين درخواست و تقاضا جواب مثبت داده است ؟ در صورتى كه در روايات فراوان اختلاف و دودستگى ، وسيلهء هلاكت و بدبختى امت معرفى شده و از آن شديداً نهى شده است و در بعضى روايات نيز آمده است كه وقتى در محضر رسول خدا ( صلىالله عليه وآله و سلم ) صحبت از اختلاف قرائت بهميان آمد ، رنگش متغير و صورتش سرخ گرديد كه قسمتى از اين روايات را قبلًا آورديم و قسمت ديگر را بعداً ذكر خواهيم نمود .
2 - مضمون روايتهاى گذشته اين بود كه پيامبر ( صلىالله عليه وآله و سلم ) در مقام درخواست حروف هفتگانه گفته است كه پيروان من توانايى ندارند تنها با يك حرف و كلمه قرآن را بخوانند . در صورتى كه اين مطلب دروغ محض و كذب صريح است و نسبت دادن آن به پيامبر معقول نيست زيرا ما مىبينيم كه مسلمانان پس از دوران عثمان با آنهمه اختلاف نژاد و زبان كه دارا بودند ، توانستند قرآن را به يك گونه بخوانند .
بنابراين چگونه مىتوان ادعا نمود كه در زمان خود پيامبر با اين ه پيروان او و مسلمانان از عربهاى فصيح تشكيل مىشدند ، يك نوع قرائت براى آنان مشكل و سخت بود ؟
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 286
مساهمون: السيد الخوئي
ص٢٨٦