تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
و اگر منظورشان اين باشد كه قرآن بر لغات قبايل ديگر نيز مشتمل است ولى اين لغات با لغات قريش متحد مىباشد . دراين صورت دليلى نيست كه آن را به لغات هفتگانه منحصر كنيم زيرا در قرآن بيش از پنجاه لغت كه همهء آن‌ها با لغت قريش متحد مىباشند ، به‌كار رفته است . چنان‌كه ابوبكر واسطى نقل مىكند : « در قرآن بيش از پنجاه لغت وجود دارد كه عبارتند از : لغت قبيلهء قريش ، هذيل ، كنانه ، خثم ، خزرج ، اشعر ، نمير و . . . » « 1 » پنجم : لغات مضر عده‌اى چنين مىگويند : منظور از حروف هفتگانه تنها لغات هفتگانه‌اى است كه تيره‌هاى مختلف و هفتگانهء قبيلهء « مضر » با آن‌ها تكلم مىكردند و اين لغات در مجموع قرآن پخش گرديده است كه آن‌ها عبارتند از لغات : قريش ، اسد ، كنانه ، هذيل ، تميم ، ضبّه و قيس . پاسخ : پاسخ اين نظريه نيز همان است كه در نظريهء چهارم گذشت و اشكالاتى كه بر آن نظريه وارد بود ، بر اين نظريه وارد مىباشد . ششم : اختلاف در قرائات طرفداران اين نظريه مىگويند : منظور از حروف هفتگانه همان قرائت‌هاى هفتگانه مىباشد . بعضى از طرفداران اين نظريه مىگويند : ما در قرائت‌هاى قرآن تدبر و دقت نموديم ، مجموع آن‌ها هفت وجه بيشتر نبود : 1 - گاهى تنها « حركه » يك كلمه تغيير پيدا مىكند ، نه ساختمان و معناى آن مثل « هَنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ » كه با ضم و با فتح « هاء » اطهر خوانده مىشود .
هامش
( 1 ) . اتقان ، ج 1 ، نوع 37 ، ص 230 .