اولًا : اين معنى كه حروف هفتگانه را به آن تأويل نمودهاند ، تنها در پارهاى از آيات و كلمات قرآن كه مترادف است و الفاظ هممعنى دارد ، درست مىباشد ولى در اكثر آيات و كلمات قرآن كه الفاظ مترادف ندارند ، چگونه تطبيق مىگردد ؟ !
ثانياً : چگونه مىتوان كه رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) تبديل كلمات موجود قرآن را به كلمات ديگر تجويز نموده است ، در صورتى كه اين عمل اساس و شالودهء قرآن را كه معجزهء هميشگى است ، درهم مىريزد ، اعجاز جاودانى و حجت همگانى بودن آن را سلب مىكند و شكى نيست كه اين عمل قرآن را از درجهء اعتبار ساقط نموده و درنتيجهء اين
آخرين كتاب آسمانى را مهجور و متروك مىسازد .
آيا شخص عاقل مىتواند تصور كند و يا بر زبان آورد كه رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) اجازه داده است ، قارى قرآن مثلًا مىتواند ، در قرآن تا آنجا تصرف كند كه آيات اول سورهء « ى س » را به كلمات ديگرى كه نزديك به كلمات اصلى است ، تبديل نمايد و چنين بخواند : « ى س * وَ الذَّكْرِ الْحَكيمِ * انَّكَ لَمِنَ الانبياء عَلى طَريقٍ سَوىٍّ * انْزالِ الْحَميدِ الكَريمِ * لَتَخوَّفَ قَوْماً ما خَوَّفَ اسَلافَهُم فَهَمَ ساهُونَ » ، پس دراين صورت چشم آنان كه تحريف قرآن را جايز مىدانند روشن باد كه خود پيامبر دست آنها را بر اين عمل ناروا گشوده است .
خدا گواه است كه اين ، دروغ و افترايى است ، بس بزرگ و نابخشودنى زيرا خداوند در اين مورد مىفرمايد :
« . . . قُلْ مَايَكُونُ لِى أَنْ أُبَدِّلَهُ مِن تِلْقَاءِ نَفْسِى إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَى إِلَىَّ . . . » . ( سورهء يونس / 15 )
« [ اى پيامبر ! ] بگو كه من نمىتوانم قرآن را از پيش خود تغيير دهم ! من نمىتوانم پيروى كنم جز از آنچه كه بر من وحى مىشود ! »
پس اگر پيامبر نتواند ، از پيش خود قرآن را تغيير دهد ، چطور مىتواند براى ديگران چنين اجازه را بدهد ؟ !
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 284
مساهمون: السيد الخوئي
ص٢٨٤