رسول خدا ( صلىالله عليه وآله و سلم ) به « برّاء بن عازب » دعايى ياد داد كه در آن دعا ، اين جمله بود : « وَ نَبِيُكَ الَّذى ارسَلْتَ » ، « بّراء » بهجاى كلمهء « نبى » رسول را بهكار برد و چنين خواند : « وَ رَسُولُكَ الَّذى ارسَلْتَ » ، رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) او را از اين عمل و تصرف منع نمود « 1 » پيامبرى كه در يك دعا تا اين حد دقت و سختگيرى مىكند و كوچكترين تصرف را در آن روا نمىدارد ، چگونه متصور است كه قرآن را ميدان تصرفات و دستبردها و قرائتهاى دلبخواهى مردم ، مخصوصاً ماجراجويان قرار دهد ؟ !
اگر منظور از آن روايتها اين است كه خود رسول خدا ( صلىالله عليه وآله و سلم ) قرآن را با حروف هفتگانه قرائت نموده است بهطورى كه اكثر روايتهاى گذشته نيز همين معنا را مىرساند . طرفداران اين گفتار بايد آن كلمات هفتگانه را كه بنابه گفتهء آنان ؛ پيامبر ، قرآن را با آن كلمات مىخواند ، براى ما نشان دهند زيرا اگر چنين كلماتى بود ، حتماً ثابت و محفوظ مىماند ، چون خداوند در اين مورد فرموده است :
« إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ » . ( سورهء حجر / 9 )
« ما قرآن را فرستاديم و آن را از - تحريف و تغيير - محفوظ مىداريم . »
ثالثاً : از روايتهاى گذشته چنين برمىآيد كه علت نزول قرآن با حروف هفتگانه اين بوده است كه در قرائت توسعه و گشايشى براى مسلمانان حاصل شود زيرا همهء مسلمانان نمىتوانستند ، قرآن را يكجور و با يك سبك و لفظ خاص بخوانند ، اين بود كه پيامبر ( صلىالله عليه وآله و سلم ) از خداوند درخواست نمود كه وسعتى در خواندن قرآن براى مسلمانان داده شود و اين وسعت و اجازه تا آنجا داده شد كه به حروف و كلمات هفتگانه رسيد .
اين بود ، خلاصهء مضمون آن روايات كه طرفداران اين نظريه به آن روايتها تمسك مىجويند ولى متأسفانه بر خلاف مضمون اين روايتها ، كلمات هفتگانه نه
هامش
( 1 ) . تبيان 58 .