تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
3 - باز به قرائت ابن مسعود استشهاد نموده‌اند كه به‌جاى « إِن‌كَانَتْ إِلَّا صَيْحَهءً وَاحِدَهءً » ، « إ ن كَانَتْ إِلَّا زَقيْهءً وَاحِدَهءً » « 1 » مىخواند زيرا « صيحه » و « زقيه » به يك معنى مىباشند . 4 - طبرى از محمد بن بشّار و ابى السائب با اسناد خود از همان چنين آورده است كه ابودرداء آيهء « إِنَّ شَجَرَهءَ الزَّقُّومِ طَعَامُ الْأَثِيمِ » « 2 » را به مردى ياد مىداد ولى آن مرد مرتب مىگفت : « إِنَّ شَجَرَهءَ الزَّقُّومِ طَعَامُ اليتيم » چون ابودرداء آيه را زياد تكرار نمود و ديد كه آن مرد نمىفهمد ، آيه را چنين خواند « إنَّ شَجَرَهءَ الزَّقُّومِ طَعَامُ الفاجر » « 3 » زيرا « فاجر » و « اثيم » به يك معنى هستند . 5 - با رواياتى كه دلالت به توسعه و وسعت در قرائت قرآن دارند ، استشهاد و استدلال نموده‌اند زيرا مضمون اين روايات به‌طورى كه قبلًا آورديم چنين است كه : قرآن را با هريك از حروف هفتگانه مىتوان قرائت نمود مگر اينكه آيهء رحمت به عذاب و آيهء عذاب به رحمت تبديل گردد . اين گفتار نيز جز اين مفهوم ديگر ندارد كه : مىتوان بعضى كلمات هفتگانه را به بعضى ديگر و به‌جاى يكديگر به‌كار برد ، اين است كه ما بايد روايت‌هاى مجمل حروف هفتگانه را به همين معنى حمل كنيم و آن سلسله روايت‌ها را كه در وسعت قرائت قرآن آمده است ، مبين و مفسر معناى روايت‌هاى مجمل قرار دهيم . پاسخ دلايل : در پاسخ اين همه دلايل به‌طور كلى مىگوييم كه اين روايات مفاد و معناى صحيح و محصلى ندارند و بايد همهء آن‌ها را به دور انداخت و كوچك‌ترين توجهى بدان‌ها نبايد كرد زيرا :
هامش
( 1 ) . تفسير طبرى 1 / 18 ( 2 ) . زقوم ميوه‌اى است كه طعام گناهكاران است [ در جهنم ] ( 3 ) . تفسير طبرى 25 / 78 .