باز بعضى از علما در اينباره مىگويند كه : تواتر قرآن مستلزم تواتر قرائتها نيست حتى هيچيك از علماى اصول نيز به تواتر قرائتها و اينكه تواتر قرآن مستلزم قرائتها است ، تصريح نكردهاند مگر ابن حاجب . « 1 »
زركشى در « برهان » مىگويد : قرآن و قرائت آن دو حقيقت متغاير و متمايز مىباشند زيرا قرآن همان وحى است كه به عنوان راهنماى مردم و سند نبوت بر محمد ( صلىالله عليه وآله و سلم ) فرود آمده ولى قرائتها وحى نيست بلكه اختلاف در حروف و حركات و در چگونگى تلفظ الفاظ وحى است ، با اين حال گروهى قرائتهاى هفتگانه را متواتر و گروه ديگر
آنها را مشهور مىدانند و نيز مىگويد : تحقيق اين است كه قرائتهاى هفتگانه از قاريان براى ما بهطور متواتر نقل گرديده است ولى متواتر بودن آنها از خود رسول خدا ( صلىالله عليه وآله و سلم ) براى قاريان جاى ترديد است زيرا اسناد اين قرائتها در كتب قرائت موجود است كه همهء آنها از پيامبر اسلام ( صلىالله عليه وآله و سلم ) بهصورت خبر واحد به ما رسيدهاند نه بهطور متواتر . « 2 »
هامش
( 1 ) . تبيان : 105
( 2 ) . الاتقان : نوع 22 - 27 ، ج 1 ، ص 138 .