ثانياً : آنچه كه دربارهء قرآن بهوسيلهء قراء به ما رسيده است ، خصوصيات قرائت آنها است و اما خود قرآن بهوسيلهء تواترى كه درميان تمام مسلمانان وجود داشته ، به ما رسيده است كه همهء مسلمانان در تمام دورانها دست بهدست نقل نموده ، به وسيلهء نوشتن و حفظ نمودن از آن نگهدارى كردهاند و اما قاريان در نقل نمودن خود قرآن كوچكترين اثرى نداشتهاند .
از اينجا است كه اگر فرض كنيم ، اصلًا قاريان هفتگانه و دهگانه وجود نداشتند ، باز هم تواتر در خود قرآن ثابت بود ، بود و نبود آنان كوچكترين تأثيرى در اين مسئله نداشت و قرآن بالاتر از اين است كه بهوجود افراد معدودى متوقف بوده و صحت آن داير مدار نقل چند نفر انگشتشمار باشد .
4 - مىگويند : اگر قرائتها متواتر نباشد ، قسمتى از قرآن مانند « ملك » و « مالك » و مانند آنها متواتر نخواهد بود زيرا صحيح دانستن يكى از اين دو قرائت و رد ديگرى ادعايى است بدون دليل ، بنابراين بايد هر دو را متواتر دانست .
اين دليل را ابن حاجب آورده و عدهاى نيز در نقل آن از وى پيروى نمودهاند .
مؤلف : اولًا اختلاف در قرائت تنها ازنظر چگونگى تلفظ و يا ساختمان كلمه مىباشد و اختلاف در ساختمان كلمه و يا حركات آن با حفظ اتفاق و تواتر در خود كلمه ، منافات با تواتر اصل قرآن ندارد و ثانياً طبق اين دليل بايد تمام قرائتها را متواتر دانست و منحصر نمودن تواتر به قرائتهاى هفتگانه ادعايى است بدون دليل .
خاصه اينكه : به اعتراف بعضى از دانشمندان درميان قاريان قرآن كسانى پيدا مىشوند كه بيشتر از قاريان هفتگانه مورد اعتماد مىباشند .
اگر از اين مطلب صرفنظر نموده و فرض كنيم كه قراء هفتگانه از ديگران مورد اعتمادتر و بر وجوه قرائت آشناترند ، بازهم مورد اطمينان و آشناتر بودن آنها نمىتواند سبب شود كه تواتر را به قرائتهاى هفتگانه اختصاص دهيم . آرى ،
اين دو جنبه كه در قرائتهاى هفتگانه وجود دارد ، سبب مىشود كه در مقام عمل ، اين
بيان در علوم و مسائل كلى قرآن ( فارسى ) — صفحة 255
مساهمون: السيد الخوئي
ص٢٥٥