قرائتها را بر ساير قرائتها ترجيح بدهيم ولى فاصلهء تواتر تا ترجيح در مقام عمل از زمين تا آسمان است .
نتيجه
نتيجهء اين بحث اين است كه : ما با اين دلايل نمىتوانيم تنها به تواتر قرائتهاى هفتگانه و تقديم آنها نسبت به ديگر قرائتها قائل شويم و به تواتر تمام قرائتها هم كسى قائل نيست . بنابراين ، تواترى درميان نيست .
تحقيق و دنبالهء بحث
حقاً تواتر قرآن مستلزم تواتر قرائتها نيست و بعضى از علما نيز بر اين حقيقت اعتراف نمودهاند ، از جمله :
زرقانى مىگويد : بعضى از علما دربارهء قرائتهاى هفتگانه مبالغه نموده و كسانى را كه اين قرائتها را متواتر نمىدانند ، كافر و خارج از اسلام پنداشتهاند زيرا بهنظر آنان اين سخن مستلزم عدم تواتر خود قرآن مىباشد و اين عقيده و مبالغهگويى به « ابو سعيد فرج بن لب » مفتى اندلس نسبت داده شده است . او براى تأييد نظرى خويش كوشش فراوان كرده ، كتابى نيز تأليف نموده و به مقام رد مخالفين برآمده است ، ولى دليل وى سودى به حال او ندارد و نمىتواند گفتارش را ثابت كند زيرا قائل شدن به عدم تواتر قرائتهاى هفتگانه مستلزم قائل شدن به عدم تواتر قرآن نيست و فرق درميان اصل قرآن و قرائتهاى آن بسيار روشن و واضح است .
چه اشكال دارد كه قرآن بدون اين قرائتها نيز متواتر باشد ؟ همانگونه كه در موارد اتفاق همهء قاريان متواتر است . « 1 »
هامش
( 1 ) . مناهل العرفان 428 .