تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨

شيوهء ابو عبيده در مجاز القرآن

همان بازتاب و جنجالى كه آثار ابو عبيده در زمان ما به راه انداخته ، در گذشته نيز به دنبال داشته است و شايد اين بازتاب حاكى از اصالت كارى باشد كه او در زمينه مطالعه و بررسى قرآن انجام داده است . به راستى جا داشت پيرامون شخصيت وى گفتگو شود . او كه در اصل فارسى زبان و يهودىزاده و شعوبى و مخالف عرب بود ، پيروانى داشت كه نزد سلاطين عرب نيز از او حمايت مىكردند . ابو عبيده بسيار ناسزاگو و بدزبان بود . اطّلاع وى از اخبار و انساب عرب در اين امر به او كمك مىكرد ، به علاوه ، چنان‌كه نقل شده ، او از خوارج انقلابى بود ، ولى باوجود همه اينها بسيار زيرك بود و زبان و علوم عربى را به خوبى مىدانست و دوست و دشمن بر اين اتّفاق داشتند . بدون ترديد همين خصوصيت ، اين شايستگى را به ابو عبيده داده بود كه با روحيه‌اى علمى ، واقع‌گرايانه ، و جسورانه ، به پژوهش در مطالعات قرآنى بپردازد و در عين حال روحيهء امانتدارى را كه لازمهء يك پژوهش علمى محض است ، دارا باشد و به صداقت و نوآورى شناخته شود . همين نگاه گذرا براى ما بسنده است كه به بررسى كتاب مجاز القرآن ابو عبيده بپردازيم . در آغاز با توجه به عنوان كتاب ، اين پرسش مطرح مىشود كه آيا اين كتاب پژوهشى در بلاغت قرآن است يا چيزى ديگر ؟ ما بيطرفانه خواهيم كوشيد نظر قطعى را در اين مورد بيان كنيم . در روايت تاريخى كه شرايط تأليف كتاب مجاز القرآن و هدف از تأليف آن را شرح مىكند چنين آمده است : « ابو عبيده گويد : در سال 188 ه ق فضل بن ربيع حاكم ( سابق ) بصره برايم پيغام فرستاد كه نزد او بروم . من به بغداد رفتم پس از كسب اجازه بر او وارد شدم . او جاى فراخى داشت كه با قالى يكپارچه‌اى فرش شده بود و در جايگاه مخصوص خود كه سطح آن بلندتر بود نشسته بود . من به عنوان وزير بر او سلام كردم . او پاسخ سلام مرا داد و به من لبخند زد و از من خواست نزديكش بنشينم . در كنار او نشستم و او مرا مورد لطف قرار داد و با گشاده‌رويى حال مرا پرسيد و گفت : شعرى برايم بخوان . خواندم و او