تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
ابراهيم بن اسماعيل كاتب از نويسندگان و همنشينان وزير است . « 1 » اين روايت نشان مىدهد سؤال‌كننده كه يكى از نويسندگان و علماى علم بيان به شمار مىرفت ، در برابر اين تشبيه قرآنى كه مشبّه به در آن نامحسوس است ، به تأمّل و درنگ وادار شود و از اين‌جا ابو عبيده دريافت كه بىاطلاعى از روشهاى بيانى عرب فتنه‌اى است كه راه را براى تحريف معنوى بازمىكند . ازاين‌رو ، او شخص سائل را به شعر عرب كه از قبيل تشبيه موجود در قرآن بود ، ارجاع مىدهد و حتى مىبينيم در زمان ابو عبيده ، خود اين آيه دستاويزى براى بدگويى ملحدان از قرآن بوده است و جاحظ كه از أدبا و متكلّمان بصره بود ، به ستيز با آنان برخاست و به دفاع از لفظ و معناى اين آيه پرداخت . بنابراين ، هدفى كه ابو عبيده را به تأليف كتاب مجاز القرآن واداشت اين بود كه او مىخواست با آگاه ساختن مسلمانان از شيوه‌هاى قرآن ، در درك مفاهيم قرآن كريم به آنان كمك كند ، زيرا به عقيدهء وى جهل و بىخبرى از اين شيوه‌ها ، فهم معانى قرآن را به خطر مىاندازد و تلاش توأم با نوآورى او در بررسى و مطالعهء اين موضوع در راستاى هدف ياد شده بود . اكنون بشنويم آنچه خود وى در مقدّمهء مجاز القرآن مىگويد : « مضمون يكى از آيات قرآن اين است : قرآن به زبان عربى آشكار نازل شده است و در آيهء ديگرى مىفرمايد :
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ
« 2 » ، « ما هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر به زبان قومش » . پس عرب پيش از اسلام و كسانى كه زمان وحى و نزول قرآن بر پيامبر صلّى اللّه عليه و إله را درك كرده بودند ، نيازى نداشتند از معانى قرآن سؤال كنند ، چرا كه آنان عرب‌زبان بودند و قرآن را مىفهميدند و از اين‌كه از معانى قرآن و انواع اعراب و كلمات نامأنوس و معانى آن بپرسند ، بىنياز بودند » . « 3 » ما گرچه با ابو عبيده در اين‌كه عربهاى نخستين ، از معانى قرآن سؤال نمىكردند ،
هامش
( 1 ) - ياقوت حموى ، معجم الادباء ، ج 19 ، ص 158 - 159 . ( 2 ) - ابراهيم / 4 . ( 3 ) - ابو عبيده ، مجاز القرآن ، برگ 3 ، عكس‌بردارىشده توسّط دانشگاه عربى .