بداند كه در تمام مطالبى كه من آوردهام ، اعتمادم به اخبارى بوده است كه با دليل عقلى اثبات شده باشد ، مگر مقدار اندكى از آنها . پس آنچه از بعضى از گذشتگان نقل كردهام ، اگر به نظر خواننده ، به خاطر نبودن دليل بر درستى سند و يا حقيقت معنايش ، ناپسندايد بايد بداند كه اين عيب من نيست ، بلكه از سوى كسانى است كه براى من نقل كردهاند و من همانطوركه شنيدهام ، نوشتهام . »
وى در تفسير خود ، رواياتى را نقل مىكند كه بعضى از آنها را صحيح مىداند و برخى را ردّ مىكند .
بنابراين ، شيوهء اين مرد دانشمند اين است كه آثار تاريخى يا فقهى و يا تفسيرى را نقل مىكند و برطبق رويّهءاى كه در مقدمهء هريك از تأليفاتش ذكر كرده به نقد و بررسى مىپردازد و به اين دليل ، طبرى هرچند تمام گفتههاى خود را به تفسير روايى منسوب مىدارد امّا با اين روش ، مفسّر ناقدى به حساب مىآيد . اگر علماى حديث ، بيشتر به رجال سند توجه مىكردند و به بررسى و جرح و تعديل آنها مىپرداختند ، طبرى به نقد و بررسى متن روايات مىپردازد و در عين حال از نقد راويان اين روايات نيز - اگر در آنها اشكالى ببيند - غفلت نمىكند . و اين قبيل نقد و تحليل اخبار و روايات از دانشمندى همچون طبرى كه سبكى ريشهدار و علمى دارد ، فراوان به چشم مىخورد .
مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 510
مساهمون: مصطفى الصاوي الجويني
ص٥١٠