قفطى نقل مىكند كه ابو عبيده گفت : مثالهايى را كه برروى برگههاى كاغذ نوشته شده بود به جعفر بن سليمان دادم ، از من سؤال شد چه تعداد است ، گفتم : چهارده هزار مثال . قفطى با اظهار تعجّب از اين احاطه علمى و مهم دانستن آن چنين مىگويد : بنگر به اين گستردگى دانش در نقل مثالها و آنچه را كه ابو عبيد قاسم بن سلام نقل كرده است با آن مقايسه كن ، زيرا او پس از كوشش زياد توانست هزار مثال بياورد .
شايد بهترين دليل بر وسعت دانش عربى ابو عبيده كتاب او « النقائض بين جرير و الفرزدق » باشد . او اشعارى را كه ميان جرير و فرزدق ردّوبدل شده و در پاسخ يكديگر گفتهاند ، در اين كتاب آورده و برخى از اشعار مشكل و كلمات نامأنوس را تفسير كرده و شرح كاملى بر جنگهاى عرب و وقايع مهمّ آن نوشته كه پايهء مطالبى به شمار مىرود كه بعدها در منابع عربى آمده است . اين كتاب نشانهء وسعت دانش و اطّلاع ابو عبيده از ادب و شعر و تاريخ عرب و قبايل و انساب آنهاست . بدون ترديد به خاطر همين شهرت علمى ابو عبيده در دانش عربى بود كه هارون الرشيد او را در سال 188 ه ق از بصره به بغداد آورد و در آنجا برخى از كتابهاى ابو عبيده را آموخت .
ابو عبيده را بهويژه در فرهنگ اسلامى - چنانكه ياقوت حموى گويد - اوّلين كسى مىيابيم كه دربارهء غرائب و الفاظ مشكل حديث ، كتاب نوشته است . دار قطنى دربارهء وى گفته است : ابو عبيده شخص بدى نيست هرچند به داشتن برخى از عقايد خوارج و بدعتگذارى متهم است . او با اينكه به دانش عربى كاملا مسلّط بود ، پارهاى نقاط ضعف نيز داشت . به عنوان مثال خوشبيان نبود ، بهطورى كه باهلى صاحب كتاب « المعانى » مىگويد : هرگاه دانشجويان در مجلس درس اصمعى حضور مىيافتند ، دانشى كه از او كسب مىكردند مانند سرگينى بود كه از بازار در به دست مىآوردند ؛ ولى هرگاه براى كسب علم نزد ابو عبيده مىرفتند ، مثل اين بود كه درى را از ميان سرگين برمىگرفتند و سببش اين بود كه اصمعى از بيان خوبى برخوردار بود و اشعار و مطالب كمارزش را به گونهاى توصيف مىكرد كه زشت را در نظر مخاطب زيبا جلوه مىداد ، هرچند با اين وصف بهرهء علمى چندانى عايد [ مخاطب ] نمىشد ، ولى ابو عبيده باوجود آنكه از
مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 93
مساهمون: مصطفى الصاوي الجويني
ص٩٣